از سایت خبری تحلیلی سلام شیعه

منجی در آیین زردشت

   
 
اندیشه ی رسیدن به پیروزی نهایی و وصول به جهانی که در آن مرادهای آدمی برآورده شود و بر همه ی خواسته هایش پیروز گردد نزد زردشتیان و تعلیمات دینی آن ها به وفور دیده می شود . پیروان « هرمزد» با اعتقاد به نیروی لایزال او ، پیوسته در تلاش و جست و جوی نجات بخشی هستند که آرزوی آنان را برآورد و پرهیزکاران را به نعمت جاودانی و کافران را به رنجی جانکاه و مداوم دچار سازد . اینک به گزیده ای از تعلیمات زردشتیان در این باره اشاره می کنیم .



منجی در آیین زردشت

اشاره به اصل نجات بخشی

در یکی از کتاب های مقدس آن ها می خوانیم : « زندگان و آن هایی که بوده اند و خواهند بود نجاتی خواهند جست که از سوی او می آید ، آن که امید می دهد که روان پرهیزکاران در بی مرگی نیرومند بود و آن دروندان در رنج جاودان . این ها را مزدا اهورا به شهریاری ( =نیروی) (خویش ) آفرید » . (1)

باز می خوانیم : کسی که در این راه با دیوان و مردمان که به نوبه ی خود با او (= زردشت ) مخالفت می کنند، ستیزه کرده است . یعنی از آن مردمی است که به او ( = زردشت ) وفا دارند . چنین کسی یا دینش (=وجدانش ) تو را دوست ، برادر یا پدر است . اهورا مزدا سرور خانه ی ما را نجات خواهد داد » . (2)

و نیز در یکی ازکتاب های دیگر آنان آمده است : « ... از این جهت سوشیانس (نامیده خواهد شد) زیرا که سراسر جهان مادی را سود خواهد داد » . (3)

و نیز در جای دیگر می خوانیم : « ای مزدا ! چه هنگام گاوهای آسمان برای برقراری جهان راستی طلوع خواهند کرد؟ هدف های سوشیانس ها با آموزش های کامل تو هماهنگ است . به سوی که برای یاری دادن اندیشه ی نیک باید رفت ؟ به سوی من » . (4)

درکتاب « زند» بعد از ذکر مقابله و مبارزه ی همیشگی ایزدان و اهریمنان آمده است : « در آن هنگام فتح ، و پیروزی و نصرت ایزدان و منقرض شدن نسل اهریمنان ، عالم به سعادت اصلی خود می رسد ، و فرزندان آدم بر صندلی سعادت و برکت خواهند نشست » . (5)

از برخی عبارات « جاماسب » در کتاب « جاماسب نامه » به نقل از زردشت استفاده می شود که او اشاره به خروج حضرت مهدی علیه السلام در آخرالزمان کرده است . او از « زردشت » چنین نقل می کند : « خروج می کند مردی از سرزمین تازیان از ذریه ی هاشم ، مردی با سری بزرگ ، جسمی عظیم ، ساقی بلند ، بر دین جدش ، همراه با لشکری بسیار به ایران روی می آورد و زمین را آباد می کند و نیز آن را پر از عدل و داد خواهد کرد » . (6)

در همان کتاب بعد از بشارت به نبوت رسول اکرم صلی الله علیه و اله آمده است: « و از ذریه ی دختر آن پیامبر که به خورشید عالم و شاه زمان ( شاه زنان ) معروف است ، مردی به حکم یزدان حکومت می کند که او آخرین خلیفه ی آن پیامبر است. حکومت او در وسط عالم یعنی مکه است . و دولت او تا روز قیامت متصل خواهد شد ... در آن هنگام تعداد بسیاری از افراد خوش نفس و انبیاء رجعت خواهند کرد...» . (7)

جهان مطلوب

از خلال اشارات مبهم و کنایه آمیز « اوستا» می توان دریافت که آنان پیوسته برای رسیدن به جهانی مطلوب در کوشش اند و منتظر رسیدن روزی که در آن، همه ی آرزوهای مشروع برآورده شود و از دشمنی ها و نادرستی ها و فریب ها و نیرنگ ها اثری نباشد. « زردشت » خود برای رسیدن به چنین خواستی می کوشد و از « هرمزد » یاری می طلبد و از او برای نابودی بدان و ناراستان کمک می خواهد .

« سوشیانس ها » که پیروان راستین و بر حق اویند نیز چنین هدفی را دارند و می خواهند دنیایی بسازند که فساد و تباهی در آن نباشد .

در یکی از کتاب های مقدس آنان می خوانیم : « یاران استوت ارت پیروزمند فراز آیند ... خشم خونین سلاح دژفره از پیششان بگریزد ، اشه ( = راستی ) ، دروغ بد دژچهر ( = بدذات ) در خود تاریکی را چیره خواهد شد . خرداد و مراد گرسنگی و تشنگی زشت را چیره شود . اهریمن ناتوان و بدکار بگریزد » . (8) و نیز می خوانیم : « پس باشد که از آنانی باشیم که جهان را نورانی کنیم ای مزدا ! و شما ای اهوره های دیگر که حمایت و راستی را بیاوریم ، وقتی که اندیشه ها آنجا یکی شوند. » (9)

و نیز در جاماسبنامه آمده است : « همانا ( سوشیانس ) - منجی بزرگ - دینش را در تمام سطح عالم ترویج خواهد کرد ، و فقر و تنگدستی را از بین مردم زائل خواهد نمود. و مردم را بر یک عقیده و قول و عمل متفق خواهد کرد » .(10)

اشاره به موعود

در کتاب های مقدس زردشتیان به موعود جهانی اشاره شده است ، آنجا که می گوید: « در این سه هزاره هوشیدر و هوشیدرماه و سوشیانس که جدا جدا در سر هر هزاره از ایشان یکی آید و همه ی کارهای جهان را بازآراید و پیمان شکنان و بت پرستان را در کشور بزند ( = بشکند ) » .(11)

و نیز می خوانیم : « پس هزاره ی پنجم هوشیدران بن بود ( = آغاز شد ) . هوشیدر زردشتیان نمودار ( دین ) و پیامبر راست از ( سوی ) هرمزد آید چنان که زردشت ( دین ) آورد او نیز دین آورد و رواج دهد » . ( 12)

و نیز می خوانیم : « به پایان هزاره ( هوشیدر ) هوشیدر ماه به سی سالگی به همپرسگی هرمزد رسد. خورشید از آن روز بیست شبانه روز به بالست ( آسمان

) ایستد . هنگامی که آن مرد سی ساله شود همپرسی کند با امشاسپندان ( که ) فرمانروایان خوب ( و) آفریدگان نیک ( هستند ) مزدا در روز روشن آشکار شود که جهان بی مست و بی کوی و بی کرپ است ، یعنی به چیز ایزدان کوروکر نیستند ... و پر جان داده شده است یعنی که باران بوده است...» . (13)

و نیز می خوانیم : « بدان هزاره ( =هزاره ی هوشیدر ماه ) ، هوشیدر ماه زردشت به پیامبری از (سوی) هرمزد آید ، چنانکه زردشت دین آورد و اندر جهان روا کرد » . (14)

و نیز می خوانیم : « و آن گاه سی زمستان از آن دهمین سده سپری نشده ، کنیز ( ی) به آب نشیند که ( نامش ) « گواگ پد » است که مادر آن گواگ سوشیانش است که ( او) نمودار بردن پتیاره اهریمن است واز دوده ی ایست و استر است ... آن گاه اندر آن آب نشیندکه پانزده ساله است ... (آن کنیز) نه پیش از آن با مردان خوابید و نه پس از آن گاه که آبستن شد تا زمانی که آن (سوشیانس) بزاد » . (15)

و نیز می خوانیم: «سوشیانس، آخرین آفریده ی هرمزدی در زمین است. آخرین کسی که به زمین می آید سوشیانس است که جهان را پاک کند».(16)

در آیین زردشت سه موعود ذکر شده که بر هر یک از آن ها اسم « سوشیانت » اطلاق شده است . هر سه نفر گر چه به عنوان موعود مطرح شده اند ولی آن چیزی که از اهمیت بیشتری برخوردار است موعود سوم است که به او لقب « سوشیانت پیروز » داده اند . آنان می گویند : « سوشیانت مزدکی به مثابه ی کریشنای براهمه و بودای پنجم بودایی ها و مسیح یهودی ها وفارقلیط عیسویان و به منزله ی مهدی نزد مسلمانان است » .

زمینه سازان

ظهور هوشیدر همزمان با آغاز هزاره ی پنجم است . اندکی پیش از این قیام ، دو نجات بخش دیگر که هر یک نقش ویژه و رسالتی خاص بر عهده دارند ، قیام می کنند. از متون موجود استنباط می شود که این دو تن زمینه را برای آمدن « هوشیدر » آماده می کنند و نابسامانی ها و آشوب هایی که آرامش مزدیسنان را بر هم زده است فرو می نشانند . بررسی موعود در دین زردشتی بدون گفت و گو پیرامون این دو نفر کامل نخواهد بود.

الف - بهرام ورجاوند

درباره ی او و تولد و رشد و قیامش اشارات نسبتا کافی در متون زردشتی آمده است . خروج او مژده ی پایان شب سیاه دین و طلوع سپیده ی امید گروندگان راستکار و درست پیمانی است که سال ها سرزنش بی دینان را تحمل کردند ... او خواهد آمد تا دین زردشت را سامان دهد و آز و نیاز و خشم و کین و کفر را ریشه کن کند و اهریمن و دیوان بدنژاد را سست و زبون گرداند . با آمدن او بار دیگر زندگی بر چهره ی نیکان لبخند خواهد زد.

در یکی از کتاب های مقدس زردشتیان می خوانیم : « ... آن هنگام از سوی کابلستان یکی آید که فره بدوست ( و) از همان دوره ی بغان ( منظور از بغان ، کیانیان است ) و ( او را ) کی بهرام خوانند و همه ی مردم با او باز شوند ( = به او بگروند) و نیز به هندوستان و روم و ترکستان و همه سوی پادشاهی کند و همه وارونه گروشان ( = بد اعتقادان ) را بردارند ( = نابود کنند ) (و) دین زردشت را سامان دهد...» . (17)

ب - پشیوتن / پشوتن

پشیوتن یا چهرومیان فرزند گشتاسب نجات بخش دیگری است که برای ترویج و استحکام دین مزدیسنی از کنگدر ظهور می کند.

در یکی از کتاب های آنان آمده است : « در همان زمان ( = در زمان هوشیدر ) پشیوتن گشتاسپان از سوی کنگدژ آید با یکصد و پنجاه مرد پرهیزکار ، آن بتکده که رازگاه ایشان ( = دیوان ) بود بکند ( = خراب کند ) و به جای آن آتش بهرام نشاند. دین را ( به ) همه درست بگوید و سامان دهد. پس هزاره ی پنجم ، هزاره ی هوشیدر آغاز شود » . (18)

قیام پشیوتن ، آخرین قیام نیمکردانه ای است که اندکی پیش از هزاره ی هوشیدر رخ می دهد و هدف او بازسازی دین و برپا داشتن آیین های دینی و گسترش آموزش های آن است .

در جاماسبنامه می خوانیم : « ... تا بعد از آن خدای تعالی رحمت کند و زمان دهد تا پشیوتن از کنگدژ بیاید به یاری ایرانشهر و بدی و گمراهی از جهان برخیزد و دین راستی روا شود و در مدت کم و بیش یک سال او شیدر بامی بیاید و دین روا بکند » . (19)

جهان در پایان هر یک از هزاره ها

نزد زردشتیان ، جهانی در پایان هر یک از هزاره ها ، جهانی است آکنده از همه ی تباهی ها و پریشانی ها ، جهانی خرابی که در آن ، همه کس و همه چیز راه نابود را می پیماید ...

الف - در زمینه های فردی و اجتماعی

در زراتشت نامه می خوانیم :

ز مردم در آن روزگاران بد

ز صد یک نبینی که دارد خرد

نبینی در آن قوم رأی و مراد

نباشد به گفتارشان اعتماد (20)

 

و نیز آمده است : « و چشم آز ایشان از خواسته پر نشود و خواسته جهان گرد کنند و زیرزمین نهان کنند» . (21)

ب- در زمینه های تاریخی و اسطوره ای

وقایع تاریخی در پایان هزاره ها نیز مانند دیگر جنبه ها ، روی هم رفته جامه ی فاسدی را نشان می دهد که روزنه های امید در آن از همه سو بسته است و افق زندگی تیره و تار همه ی کوشش ها و تلاش ها بی نتیجه به نظر می رسد. اشاره ی متون گاه آشکارا به وقایع مشخص تاریخی است همچون تسلط ترک و روم و عرب .

در زراتشت نامه می خوانیم :

همیدون بیایند قوم عرب

برانگیخته شر و شور و شغب

تلی کشته گردد زهر دو گروه

زکشته به هر مرز بر ، کوه کوه (22)

و نیز می خوانیم : « چون هزاره ی تو به سر رسد ( = به پایان رسد ) ای سپیتمان زردشت ! همه ی سرزمین های ایران به سم اسب ایشان کنده شود ، و درفش ایشان به پدشخوارگر رسد » . (23)

ج - واژگونی اصول

در جامعه ی مورد بحث ، نه تنها شیرازه ی امور فردی و اجتماعی گسیخته است، بلکه پدیده های مختلف نیز واژگونه شده و جریان طبیعی خود را از دست می دهد.

در زند بهمن یسن می خوانیم : « و ابر کامکار و باد پرهیزکار به هنگام و زمان خویش باران کردن نشاید » . ( 24)

و نیز آمده است :

برآید بسی ابر بر آسمان

که باران نبارد به هنگام آن ( 25)

و نیز می خوانیم : « و هوا آشفته ( شود ) و سرد باد و گرم باد وزد » . ( 26)

و نیز می خوانیم : « .. و تخم میوه ندهد ، و میوه ی دانه به ده ( دانه ) هشت ( دانه ) بکاهد و دو بیفزاید و آن که بیفزاید سفید نباشد. و گیاهان و دارو درخت بکاهد چون یکی بستاند نود بکاهد و ده بیفزاید و آن را که بیفزاید شادابی و مزه نباشد » . (27)

موازین اخلاقی نیز وارونه شده است . در جاماسب نامه می خوانیم : « پس مردمانی که در آن هنگام ( پایان هزاره ) باشند همه به مهر دروجی ( = پیمان شکنی ) ایستند» . (28)

د- وضع خانواده ها

خانواده و نظام ها و ضوابط حاکم بر آن نیز دگرگون است و هماهنگی لازم را ندارد. در زند بهمن یسن می خوانیم : « مهر پدر از ( دل ) پسر ( و ) برادرر از ( دل ) برادر برود » . (29)

و نیز آمده است : « و زن و شوی خویش را به مرگ ارزان ( اعدام ) بدهد » . (30)

و نیز می خوانیم : « و پسر و پدر و مادر رازند و ایشان را اندر زندگی از کد خدایی جدا کند » . (31)

ه - آفات

مهمترین و اساسی ترین وقایعی که رخ می دهد وقایع آسمانی و زمینی گوناگونی است که زندگی آدمیان و همه ی موجودات زمینی را دست خوش دگرگونی و نابودی می سازد . در جاماسب نامه آمده است : و « زمین لرزه بسیار بود و بسیار ویرانی بکند » . (32)

و نیز آمده است : و « و باران بی هنگام بارد و آنچه بارد بی سود و بد باشد » . (33)

و نیز می خوانیم : « و باران به هنگام خویش نیاید و آنچه ( بارد ) خرفستر و حشرات آورد » . (34)

و- تحریف و تغییر در دین

اساسی ترین تغییرات و دردآورترین آن ها ناهماهنگی و هرج و مرجی است که در امور دینی ، روحانیان و تشکیلات دین حاصل می شود ، آن گاه که از مذهب تنها نامی باقی ماند و معنویت و صفایی که باید بر آن حکمفرما باشد ، از میان برود .

در زند بهمن یسن آمده است : « آنان که به هیربدی و هاوشتی نامورند به یکدیگر خواهند و آهو ( = عیب ) ( یکدیگر ) گویند ، و عیب بنگرند . ایشان را اهریمن و دیوان دشمنی بیشتر برده اند و از گناه که مردمان کنند از پنج گناه سه گناه هیربدان ( و) هاوشتان کنند ... ویزشی ( = عبادت ) که پذیرند نکنند و بیم از دوزخ ندارند » . (35)


 

پی نوشت ها :

1- یسن /45 ، ب 7 .

2- یسن /45 ، ب 11.

3-بخشی از بند 139 ، فروردین یشت .

4-یسن ، 46 ، ب 3 .

5-بشارت العهدین ، ص 237 -238 ، به نقل از او .

6-بشارت العدین ، ص 242 -243 ، به نقل از او .

7-همان ، ص 273 .

8- بخشی از بندهای 95 و 96 زامیادیشت .

9- باب 9 ، یسن 30 .

10-جاماسبنامه ، ص 121 -122 .

11-مینوی خرد، پرسش 1 ، باب 95 .

12-بندهش ، ص 187 .

13-دینکرد سنجانا ، ج 70 ، ف 8 ، باب 23 .

14-بندهش ، ص 188 .

15-دینکرد سنجانا ، ج 2 ، ف 9 ، ب 15-19 .

16-پتیت ایرانی ، باب 22 .

17-بندهش ، ص 181 .

18-بندهش ، ص 187 .

19-جاماسب نامه ی فارسی ، ص 89-88 .

20-زراتشت نامه ، 88 و 91 ، بیت 1400 و 1352 .

21-زند بهمن یسن ، ف 4 ، بند 62 .

22-زراتشت نامه ، ص 95 ، بیت 59 -1458 .

23-زند بهمن یسن ، ف 5 ، ب 8 .

24-همان ، ف 4 ، ب 42 .

25-زراتشت نامه ، ص 90 ، بیت 1383 .

26-جاماسب نامه ، ف 1 ، ب 5 .

27-زند بهمن یسن ، ف 4 ، ب 18 .

28- جاماسب نامه ، ف 1 ، ب 1 .

29-زند بهمن یسن ، ف 4 ، ب 15 .

30-جاماسب نامه ، ف 1 ، ب 4 .

31-زند بهمن یسن ، ف 4 ، ب 15 .

32-جاماسب نامه ، ف 1 ، ب 5.

33-همان.

34-جاماسب نامه ی فارسی ، ص 85 .

35-زند بهمن یسن ، ف 4 ، ب 39-41 .

منبع: کتاب منجی از دیدگاه ادیان

 

 

اللهم عجل لولیک الفرج

دسته ها :
سه شنبه شانزدهم 4 1388

از سایت خبری تحلیلی سلام شیعه

فتنه‌های آخرالزمان

چاپ ایمیل
 

حضرت علی(علیه السلام)، ضمن چند روایت گونه‌های متعددی از فتنه‌های آخرالزمانی را بیان نموده اند و همان‌طور که خواهیم دید، چهارمین یا پنجمین آنان را بدترین آنها خوانده‌اند: چهار فتنه رخ خواهد داد؛ در اولی خون‌ریزی مباح می‌شود؛ در دومی خون‌ریزی و غارت اموال؛ در سومی خون‌ریزی، غارت اموال و تجاوز به نوامیس؛ چهارمی که حتی اگر در سوراخ روباه پنهان شده باشی دچار آن فتنه خواهی شد.

 



فتنه‌های آخرالزمان

نویسنده: محمود مطهری‌نیا


 

حضرت علی(علیه السلام) از آغازین ایام حیات، در محضر رسول خدا((صلی الله علیه وآله وسلم)) بود و از دریای علم ایشان خوشه برمی‌چید. به تصریح آن امام همام، نبی خاتم((صلی الله علیه وآله وسلم)در لحظات آخرین زندگی پرخیر خویش، هزار دروازة علم را برای ایشان گشودند که از هریک از آنها هزار در دیگر گشوده شد.1 بنابر شرایطی که حضرت علی(ع) در آن می‌زیستند بیش از دیگر اهل بیت(ع) به تصویر و ترسیم آینده، گاه نزدیک و گاه دور پرداختند. از مشهورترین پیش‌گویی‌های ایشان که به سرعت، راستی آن بر مخاطبان عیان شد، ماجرای جنگ نهروان با خوارج بود که فرمودند: «از شما کمتر از ده تن کشته خواهد شد و از ایشان کمتر از ده تن زنده خواهند ماند».2 این عبارت پیش از آغاز نبرد بیان شد و اندکی پس از خاتمة نبرد، شمارش شهدای سپاه و فراریان خوارج، حاضران را متحیر نمود. گاه نیز در روایات علوی صحبت از آیندة نه چندان دور است؛ برای نمونه از این دست می‌توان به پیش‌گویی امیرمؤمنان(ع) دربارة حملة مغول به سرزمین‌های اسلامی یاد کرد3 که با استناد به همین روایت و با درایت و حزم خواجه نصیرالدین طوسی، جامعة شیعیان کمترین آسیب را در این فتنه متحمل شد.

یکی از پیش‌گویی‌هایی که در لابه‌لای بیانات امیرمؤمنان، امام علی(ع) مطالب ارزنده و قابل توجهی دربارة آن می‌توان یافت، مسئلة فتنه‌های آخرالزمانی است. دربارة موضوع فتنه‌های آخرالزمان، روایات متعددی از معصومان(ع) نقل شده که در اینجا تنها به مرور روایات علوی اکتفا می‌کنیم و انشاءالله در فرصتی دیگر، باید به تفصیل دربارة آن سخن گفته شود.

 

معنای فتنه

فتنه را در لغت، به امتحان و آزمودن معنا کرده‌اند5. این واژه معمولاً دربارة آن دسته از امتحاناتی به کار برده می‌شود که با تلخی و سختی همراه است6.

در قرآن کریم، این واژه علاوه بر این معنا،7 برای بستن راه و بازگرداندن از مسیر حق،8 شرک و کفر،9 افتادن در معاصی و نفاق،10 اشتباه گرفتن و تشخیص ندادن حق از باطل،11 گمراهی،12 کشتار و اسارت،13 تفرقه و اختلاف میان مردم14 و... به کار رفته است.

 

گونه‌شناسی فتنه‌های آخرالزمان

حضرت علی(ع)، ضمن چند روایت گونه‌های متعددی از فتنه‌های آخرالزمانی را بیان نموده اند و همان‌طور که خواهیم دید، چهارمین یا پنجمین آنان را بدترین آنها خوانده‌اند:

ـ چهار فتنه رخ خواهد داد؛ در اولی خون‌ریزی مباح می‌شود؛ در دومی خون‌ریزی و غارت اموال؛ در سومی خون‌ریزی، غارت اموال و تجاوز به نوامیس؛ چهارمی که حتی اگر در سوراخ روباه پنهان شده باشی دچار آن فتنه خواهی شد.15

ـ خداوند در این امت، پنج فتنه قرار داده است: ابتدا فتنة عمومی، سپس فتنة خواص، پس از آن فتنة سیاه تاریک که مردم در آن بسان چارپایان می‌شوند، سپس هدنه(صلح میان مسلمانان و کفار در پی جنگ و کشتار) و درنهایت دعوت کنندگان ضلالت و گمراهی می‌آیند. در آن روز اگر برای خداوند جانشینی ماند درخدمتش باش.16 و در جایی دیگر حضرتش حیوان‌سانی مردم را ناشی از فتنة کور، پیچیده و گنگ پنجم خوانده‌اند.17

ـ همانا از دو خصلت بر شما هراسانم؛ پیروی از هوای نفس و آرزوی طولانی. اما پیروی از هوای نفس، از حق باز می‌دارد و آرزوی دراز، آخرت را در طاق نسیان می‌نهد. همانا دنیا، پشت‌کنان می‌رود و آخرت، کوچ کرده و به سوی ما می‌آید، و هر کدام را فرزندانی است. پس شما از فرزندان آخرت باشید و از فرزندان دنیا نباشید؛ چه، امروز کار هست و محاسبه نیست و فردا محاسبه هست و کار نیست. همانا فتنه‌ها و آشوب‌ها از هواپرستی آغاز می‌شود. در آنها، [به وسیلة] فرمان‌های خود پرداخته با خدا مخالفت می‌شود و مردانی در عهده‌دار شدن آنها، به جای مردانی دیگر می‌نشینند.

اگر حقّ خالص در میان بود، اختلاف به چشم نمی‌خورد، و اگر باطل محض در میان بود، بر هیچ خردمندی پوشیده نمی‌ماند، لیکن مشتی از حق و مشتی از باطل گرفته شده و با هم آمیخته گردیده است. اینجاست که شیطان بر دوستداران خود چیره می‌گردد، و کسانی رهایی می‌یابند که از طرف خداوند عاقبت نیکی برای آنها رقم خورده باشد.

همانا من از رسول خدا(ص) شنیدم که می‌فرمود: چگونه خواهید بود زمانی که‌ فتنه‌ای شما را در برگیرد که در آن کودکان بیش از آن به نظر رسند که هستند [سن و سالشان بیشتر به نظر می‌رسد]، و جوانان به پیری رسند. مردم به کژراهه می‌روند و آن (انحراف) را مانند سنّت خویش می‌گزینند و هرگاه بخشی از آن به روش درست تبدیل گردد، گفته می‌شود سنّت دگرگون شده است. این در نظر مردم کاری زشت آید و در پی آن، بلایا شدّت یابند و نسل به اسارت برده شود. سپس فتنه و آشوب آنان را بکوبد، چنان‌که آتش، هیزم را می‌کوبد و آسیاب طعمة خود را. آنها دین می‌آموزند اما نه برای خدا، و دانش می‌جویند امّا نه برای عمل؛ و به وسیلة کار آخرت، دنیا را می‌طلبند.18

 

مصادیق فتنه‌ها

تعداد و گونه‌های فتنه‌های آخرالزمان آن چنان زیاد است که به طور عادی اولین تصوری که برای هر شنونده ای از شنیدن این واژه به وجود می‌آید، همین موضوع است. همان‌طور که دیدیم در میان این سیل فتنه‌ها چهار یا پنج مورد بیش از دیگر موارد، انسان‌ها را مبتلا می‌سازد. در بعضی از روایات علوی(ع) می‌توان مصادیق و تسهیل کننده‌هایی را برای وقوع در فتنه یافت:

حضرت امیر(ع) از رسول خدا(ص) نقل کرده که فرمودند:

برای امتم بیش از هر چیز از گمراهی پس از معرفت، فتنه‌های گمراه کننده و شهوت، شکم و فرج بیمناکم.19

از همه مهم‌تر اینکه فتنة فراگیری در میان تمام مسلمانان رخ می‌دهد که تا زمان ظهور ادامه می‌یابد:

از پیامبر اکرم(ص) شنیدم که فرمود: جبرئیل به نزدم آمد و گفت: یا محمد، به زودی در امّتت فتنه به‌پا خواهد شد. پرسیدم: چگونه از آن می‌توان خارج شد؟ گفت: در کتاب خدا، خبر پیشینیان و آنها که پس از شما می‌آیند و حکم (آنچه) مابین شما (رخ می‌دهد) آمده است. [آن] فاصل میان حق و باطل است و هزل نیست. هر ستم‌کاری که بدان عمل نکند خداوند او را درهم می‌شکند و هر کس جز در آن به دنبال هدایت باشد خداوند گمراهش خواهد ساخت. ریسمان محکم الهی، ذکر حکیم و صراط مستقیم است.20

قسم به آنکه جان علی در دست اوست این امت به هفتادوسه فرقه تقسیم می‌شوند که همة آنها در آتشند به جز این فرقه: «و ممّن خلقنا أمّةٌ یهدون بالحقّ و به یعدلون؛ و از میان کسانی که آفریده‌ایم، گروهی هستند کعبه حقّ هدایت می‌کنند و به حق داوری می‌نمایند».21 اینهایند که نجات می‌یابند.22

در دیگر روایات، حضرت امیر(ع)، دستة نجات‌یابنده را خود، شیعیانشان23 و تمام پیروانشان24 معرفی نموده‌اند:

رسول خدا(ص) به من فرمود: «شبی که مرا به آسمان‌ها بردند، قصرهایی دیدم که از یاقوت سرخ، زبرجد سبز، درّ و مرجان و طلای خالص بود، کاه‌گل آنها از مشک خوشبو، خاکش از زعفران، و دارای میوه، نخل خرما و انار، حوریه، زن‌های زیبا و نهرهای شیر و عسل که بر روی درّ و جواهر می‌گذشت ـ در کنار آن دو نهر، خیمه‌ها و غرفه‌هایی بنا شده، بودند و در آنها خدمتکارها و پسرانی بودند، و فرش‌هایش از استبرق، سندس و حریر بود و طناب‌هایی در آنها بود. گفتم: ای حبیب من جبرئیل، این قصرها از آن کیست، و قصة آنها چیست؟ جبرئیل گفت: این قصرها و آنچه در آن است و چندین برابر آن مخصوص شیعیان برادرت و جانشین تو پس از تو بر امّت، علی است. ایشان را در آخر الزمان به نامی که دیگران را آزار دهد، بخوانند. آنها را رافضه (واگذارندگان) خوانند، در صورتی که این نام برای آنان زینت است، زیرا ایشان باطل را واگذارده و به حق چنگ زده‌اند، و سواد اعظم اینانند. اینها مخصوص شیعیان فرزندت حسن، پس از او، برای شیعیان برادرش حسین، پس از او، برای شیعیان فرزندش علی بن الحسین، بعد از او، برای شیعیان فرزندش محمد بن علی، پس از او، مخصوص شیعیان فرزندش جعفر بن محمد، پس از او، برای شیعیان فرزندش موسی بن جعفر، پس از او برای شیعیان فرزندش علی بن موسی، بعد از او، برای شیعیان فرزندش محمد بن علی بعد از او؛ و برای شیعیان فرزندش علی بن محمد، پس از او برای شیعیانش فرزندش حسن بن علی پس از او، و برای شیعیان فرزندش محمدِ مهدی پس از اوست. ای‌ محمد اینان امامان پس از تو، نشانه‌های هدایت و چراغ‌های روشن در تاریکی‌ها هستند. شیعیانشان ـ تمامی ـ فرزندان تو هستند، و دوستداران آنها پیروان حق و دوستان خدا و رسولند، که باطل را واگذارده و از آن دوری کرده‌اند، و آهنگ حق نموده و از آن پیروی کرده‌اند، آنها را در زمان زندگی‌شان دوست داشته و پس از مرگشان زیارت کنند. در صدد یاری آنهایند و به دوستی آنها اعتماد کنند. رحمت خدا بر ایشان باد زیرا او آمرزنده و مهربان است».25

در برخی روایات دیگر از ایشان آمده که دوازده یا سیزده فرقه از فرق اسلامی به ایشان محبت می‌ورزند و ولایتشان را قبول دارند.26

شدت این فتنه را از آنجا می‌توان دریافت که ایشان می‌فرمایند:

اگر کسی را با ده طناب در جبهه حق بسته باشند، باز او را به باطل می‌کشانند و به عکس.27

سختی این فتنه‌ها برای مؤمنان نیز از این روایت قابل درک است که ایشان از رسول خدا(ص) نقل نمودند که فرمود:

زمانی بر مردم می‌آید که دل مؤمن در نهادش آب می‌شود، همان‌طور که سُرب در آتش آب می‌شود، و سبب آن نیست مگر اینکه فتنه‌ها و بدعت‌هایی را که در دین آنها ظاهر گشته مشاهده می‌کنند و توانایی تغییر و بر طرف ساختن آنها را ندارند.28

در جای دیگر از حضرتش نقل شده که مؤمنان آخرالزمان از کنیزان پست تر شمرده خواهند شد.29

 

برکات بروز فتنه‌ها در جامعه

هرچند فتنه‌ها، سختی‌ها و تلخی‌های خاصّ خود را به دنبال می‌آورد لیکن شیرینی‌هایی در پی آن نصیب مؤمن می‌شود که شاید از هیچ راه دیگری تحصیل آنها برای مؤمن ممکن نباشد. در روایات رسول خدا(ص) و امامان اطهار(ع) می‌خوانیم:

«از فتنه‌های آخرالزمان کراهت نداشته باشید که منافقان را نابود می‌کند».30

در ضمن وصایای رسول خدا(ص) به امیرمؤمنان(ع) آمده است:

ای علی، شگفت‌آورترین مردم از نظر ایمان و بزرگ‌ترین آنان از نظر یقین مردمانی هستند که در آخرالزمان پیامبری ندیدند و امام هم از نظرشان پنهان شده، پس به همان سیاهی و سفیدی کتاب ایمان آورده‌اند.31

امام صادق(ع) فرمود: «پس از آنکه عثمان کشته و با امیر المؤمنین(ع) بیعت شد، آن حضرت بر فراز منبر تشریف برد، خطبه‌ای خواند و در آن فرمود: «هان که گرفتاری شما به گرفتاری همان روز که خداوند پیغمبرش را برانگیخت بازگشت نموده است. سوگند به آنکه او را به حق برانگیخت، حتماً باید گرفتار وسوسه شوید و غربال گردید تا آنکه زیرورو شوید و بالا و پایین گردید. حتماً باید افرادی که کوتاه آمده‌اند پیشی گیرند و آنانی که پیشی گرفته‌اند کوتاه بیایند. به خدا قسم هیچ نشانه‌ای را پنهان نکرده‌ام و هیچ دروغی نگفته‌ام و مرا از این مقام و چنین روز آگاهی بود».32

یکی از برکات صبر در آخرالزمان این است که مؤمن را در ثواب تمام نیکی‌های پیشینیانش شریک می‌سازد:

وقتی در جنگ نهروان امیر المؤمنین(ع) خوارج را به قتل رسانید، مردی به خدمت حضرت رسید. حضرت به او فرمود: «قسم به خداوندی که دانه را شکافت و آدمی را آفرید، مردمی در اینجا با ما آمده‌اند که هنوز خداوند پدران و نیاکان آنها را خلق نکرده است!»

آن مرد عرض کرد: مردمی که هنوز خلق نشده‌اند چگونه می‌توانند با ما آمده باشند؟!

فرمود: «آری، آنها مردمی هستند که در آخرالزمان می‌آیند و در این هدف که ما داریم آنها نیز شریکند و تسلیم ما، پس آنها در آن راه که ما گام برمی‌داریم شرکای حقیقی و واقعی ما هستند».33

مسلماً هر آزمونی که سخت تر باشد در عین آنکه بسیاری نمی‌توانند در آن قبول شوند آن عده ای که توفیق و پیروزی می‌یابند تعدادی اندک و جایگاهی رفیع خواهند داشت.

 

راه رهایی از فتنه‌های آخرالزمان

تمسک به قرآن و اهل بیت(ع)

راه رهایی از این فتنه‌های آخرالزمانی در بیانات امیرمؤمنان(ع) در دو قالب عمومی و فردی قابل دسته‌بندی است. راه عمومی همان تمسک به قرآن و اهل‌بیت(ع) است. راه فردی که به برخی از صحابه توصیه می‌شده ـ الزاماً شامل همگان نبوده ـ سکوت، قعود و... است.

روایت مربوط به تمسک به قرآن را پیش از این مرور کردیم.34 دربارة تمسک به اهل بیت(ع)، روایات متعددی از امیرمؤمنان(ع) نقل شده که با توجه به جامعیت روایت ذیل و دربرداشتن راه تحقق آن، از بیان دیگر موارد خودداری و به نقل همین مورد اکتفا می‌کنیم.35

امیر مؤمنان(ع) در ضمن خطبه‌ای بلند راه‌هایی را برای رهایی از فتنه‌ها و مصون ماندن از عذاب الهی که فرجام فرو افتادگان در آنهاست فراروی مؤمنان نهادند. در اینجا به مناسبت، به فرازهایی از این سخن گران‌سنگ توجه می‌کنیم:

من و رسول خدا(ص) بر لب حوض هستیم و خاندان ما با ما هستند پس هر کس ما را بخواهد باید گفتار ما را بگیرد و به کردار ما عمل کند زیرا ما خاندانی هستیم که شفاعت از آن ماست. برای دیدار ما در کنار حوض با هم رقابت کنید، چون ما دشمنان را از آن دور و دوستانمان را از آن سیراب می‌سازیم. هر کس از آن آب نوشد هرگز تشنه نشود، و حوض ما پر است و از دو آبریز بهشتی در او ریخته می‌شود؛ یکی «تسنیم» و دیگری «معین». در دو طرف این حوض، زعفران است. کسی را بر ما نمی‌گزیدند ولی اوست که از بندگانش هر که را بخواهد ویژه رحمتش کند، پس خدا را ستایش می‌کنم بدین نعمت‌ها که مخصوص شما قرار داده و بر حلال‌زادگی شما، چون یاد ما خانواده، شفای هر درد، بیماری و وسوسة شک‌آور است، و البته دوستی ما خشنودی خداست، و هر کسی که راه ما را گیرد، فردا در «حظیر القدس» و «فردوس برین» با ماست، و منتظر امر ما همچون کسی است که در راه خدا به خونش غلتد، و هر که فریاد ما را بشنود ولی ما را یاری نکند خدا به رو بر سر دو سوراخ بینی او را در دوزخ سرنگون سازد.

1. استقامت و تقیّه در برابر دشمنان: ما درِ گشایش، چون مبعوث شوند و همه راه‌ها بر مردم بسته شود، ماییم «باب حطّه» که در اسلام است هر کس در او آید نجات یابد و هر که از آن دور شود فرو افتد. خدا به ما آغاز کرد و به ما پایان داد و آنچه را بخواهد به ما می‌زداید و به ما پایدار سازد و به ما باران فرود آید، مبادا فریبنده شما را از خدا فریب دهد، اگر بدانید درماندن شما میان دشمنانتان و تحمّل اذیت‌ها چه اجری دارید چشم شما روشن شود، و اگر مرا نیابید چیزهایی بینید که آرزوی مرگ کنید از ستم و دشمنی و خودبینی و سبک‌شمردن حق خدا و ترس، چون چنین شود همه به رشته خدا بچسبید و از هم جدا نشوید، و بر شما باد به صبر و نماز و تقیّه.

2. ثبات و دوری از رنگ به رنگ شدن: و بدانید که خداوند دشمن میدارد بندگان متلوّن و همه رنگ خود را، پس از حق و ولایت اهل حق دور نشوید چون هر کس دیگری را جای ما برگزیند نابود است و هر که پیرو آثار ما شود به ما پیوندد، و هر که از غیر راه ما رود غرق شود همانا برای دوستان ما فوج‌هایی از رحمت خداست و برای دشمنان ما فوج‌هایی از عذاب خدا، راه ما میانه است، و رشد و صلاح در برنامه ماست، بهشتیان به خانه‌های شیعیان ما چنان نگاه می‌کنند که ستاره درخشان را در آسمان می‌بینند.

3. پرهیز از دنیاگرایی: هر کس از ما پیروی کند گمراه نشود، و هر که منکر ما شود هدایت نگردد، و نجات نیابد آنکه بر زبان ما کمک دهد دشمن ما را و یاری نشود آنکه ما را وابگذارد. پس به طمعِ دنیای پوچ و بی‌ارزشی که سرانجام از شما دور شود و شما نیز از آن زوال یابید از ما روی نگردانید، زیرا هر کس دنیا را بر ما ترجیح دهد افسوس فراوان دارد. خداوند متعال [از زبان این فرد] می‌فرماید: «ای وای بر من که جانب امر خدا را فرو گذاشتم و در حقّ خود ظلم و تفریط کردم».36

4. شناخت حقّ امامان معصوم(ع): چراغ راه مؤمن شناخت حق ماست، و بدترین کوری نابینایی فضیلت ماست که با ما بی‌جهت و بدون گناه به دشمنی برخاسته فقط به جرم اینکه ما او را به سوی حق و دوستی خواندیم و دیگران او را به سوی فتنه دعوت کردند، آنها را بر ما ترجیح‌ داد. ما را پرچمی است که هر که در سایة آن درآید، او را جا دهد و هر که بسوی او پیش تازد پیروز است و هر که از آن واماند نابود، و هر که بدان چنگ زند نجات یابد، شمایید آبادگران زمین که (خداوند) شما را در آن جای داد تا ببیند چه می‌کنید، پس مراقب خدا باشید در آنچه از شما دیده می‌شود، بر شما باد به راه روشن بزرگ‌تر، در آن بروید که دیگری جای شما را نگیرد. سپس حضرت این آیة قرآن را تلاوت فرمود: «به سوی آمرزش پروردگارتان بشتابید و به راه بهشتی که عرضش به قدر پهنای آسمان و زمین است و آن برای اهل ایمان به خدا و پیامبرانش مهیا گردیده».37

5. پیشه کردن تقوی: پس بدانید شما به بهشت نمی‌رسید مگر به تقوی، و هر که رها سازد پیروی از آنکه خدا فرمان اطاعت او را داده، برانگیخته شود برای او شیطانی که قرین و مونس او گردد.

6. عدم سازش با ستمکاران: شما را چه باشد که به دنیا تکیه کردید، و به ستم خشنودید، و فرو گذاشتید آنچه را که عزت و سعادت شما و نیروی علیه ستمگران در آنست، نه از خدایتان شرم دارید، و نه به حال خود فکر می‌کنید. شما در هر روز ظلم می‌شوید ولی از خواب بیدار نمی‌گردید، و سستی شما پایان نپذیرد، آیا نمی‌بینید دین شما کهنه می‌شود و شما سرگرم دنیایید، خدای بزرگ می‌فرماید: «و شما مؤمنان هرگز نباید با ظالمان همدست و دوست باشید و گر نه آتش کیفر آنان در شما هم خواهد گرفت و در آن حال جز خدا هیچ دوستی نخواهید یافت و هرگز کسی، یاری‌ شما نخواهد کرد».38و39

روایاتی که مخاطبش افراد متوسطی است که در فتنه‌ها احتمال لغزششان بیش از نجات به نظر می‌آید از این قرارند:

7. ذکر و یادآوری همیشگی: دانشمند آن‌کس است که ارزش خویش را بشناسد، در نادانی مرد همین بس که قدر خود را نشناسد و دشمن‌ترین بندگان نزد خدا همانا بنده‌ای است که خدا او را به خودش واگذارد، سرگردان و حیران از راه راست باشد و هدفش را نداند چیست و بدون راهنما راه را بپیماید. اگر به سوی کسب مال دنیا دعوت شود اجابت می‌کند اگر به سوی آخرت دعوت شود کاهلی می‌کند گویا عملی را که برای دنیا انجام می‌دهد بر او واجب است و آنچه برای آخرت انجام می‌دهد از او ساقط. اینها در زمانی است که در آن زمان کسی سالم نمی‌ماند جز مؤمنی که دائم الذکر است و کم اذیت، که اگر حاضر باشد کسی او را نشناسد و اگر غایب باشد جستجویش نکنند.

8. عدم اشاعة گناه: اینان چراغ‌های هدایت و مشعل‌های فروزان برای شبروان هستند و برای سخن چینی و فساد در گردش نیستند، نادان و سفیه نباشند که گناهان را انتشار دهند و اشاعه فاحشه کنند. خداوند درهای رحمتش را بروی اینان می‌گشاید و از ایشان عذاب سختش را برطرف می‌کند. ای مردم همانا روزگاری می‌آید که مردم فقط به اسم اسلام بی‌نیاز باشند و از اسلام خبری نباشد آن چنان که ظرف تنها به آنچه که در آن ریخته می‌شود بی‌نیاز باشد.40

به امید آنکه خداوند همة ما را از شرّ فتنه‌های آخرالزمان برهاند و از تمام ابتلائات این دوره سربلند بیرون آورد.


 

 

پی نوشت :

1. شیخ مفید، الإرشاد، ج‌1، ص35.

2. نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، خطبة 59.

3. علامه حلی‌، الفین، ترجمه وجدانی، ص 953.

4. علامه حلی‌، کشف الیقین فی فضائل أمیر المؤمنین(ع)، ص 84.

5. تهذیب اللغة، ج 14، ص 296؛ مقاییس اللغة، ج 4، ص 472.

6. النهایة، ج3، ص410.

7. سورة عنکبوت (29)، آیة 2.

8. سورة مائده (5)، آیة 49.

9. سورة بقره(2)، آیة 193.

10. سورة حدید (57)، آیة 14.

11. سورة انفال (8)، آیة 73.

12. سورة مائده (5)، آیة 41.

13. سورة نسا (4)، آیة 101.

14. سورة توبه (9)، آیة 47.

15. السنن الوارده، ص35.

16. فتن ابن حماد، ص28.

17. همان، ص39.

18. روضه کافی، ص58.

19. السنن الوارده، ص37.

20. تفسیر عیاشی، ج1، ص3.

21. سورة اعراف (7)، آیة 181.

22. تفسیر عیاشی، ج2، ص43.

23. بحارالانوار، ج24، ص146.

24. الامالی، ص212.

25. الصراط المستقیم، ج2، ص153.

26. نهج السعاده، ج3، ص427 و ص430.

27. فتن ابن حماد، ص34.

28. امالی طوسی، ج2، ص132؛ وسائل الشیعه.

29. فتن ابن حماد، ص123.

30. کنزالعمال، ج11، ص189.

31. کمال الدین، ص288.

32. الکافی، ج1، ص396.

33. المحاسن، ص262؛ بحارالانوار، ج52، ص131.

34. ر. ک: الدرالمنثور، ج2، ص227.

35. ر. ک: کمال الدین، ج2، ص654.

36. سورة زمر (39)، آیة 56.

37. سورة حدید (57)، آیة 21.

38. سورة هود (11)، آیة 113.

39. نهج السعاده، ج3، ص421.

40. إرشاد القلوب إلی الصواب، ج‌1، ص 35.

منبع: ماهنامه موعود شماره 90

 

اللهم عجل لولیک الفرج

دسته ها :
شنبه سیزدهم 4 1388

از سایت خبری تحلیلی سلام شیعه

شهادت امام حسن عسکری(ع)،آغازامامت حضرت مهدی(عج)

چاپ ایمیل
 
 امام حسن عسکری (ع) در طول امامت زمینه را برای حضور و معرفی امام بعد خود مهیا ساخته بودند و بدین ترتیب مردم از حضور امام مهدی (عج) آگاهی داشتند.



شهادت امام حسن عسکری(ع)،آغازامامت حضرت مهدی(عج)


حضرت ابو محمد حسن بن علی(ع) یازدهمین امام شیعیان در ربیع الاول 231 یا 232 هجری قمری دیده به جهان گشود. پدر ایشان امام هادی (ع) و مادر ارجمندشان سوسن یا حدیثه نام داشت.

 

مشهورترین القاب حضرت "نقی" و "زکی" و کنیه ایشان "ابومحمد" است.

از آن جا که پیشوای یازدهم به دستور خلیفه عباسی در سامرا و در محله عسکر سکونت اجباری داشتند "عسکری" نامیده می شدند.

 

مدت امامت ایشان 6 سال و عمر شریفشان 28 سال بود.

معتمد عباسی که همواره از محبوبیت و نفوذ معنوی امام در جامعه نگران بود و می دید توجه مردم به امام روز به روز بیشتر می شود و زندان و اختناق تاثیر معکوس دارد، سرانجام به همان شیوه مزورانه دیرینه متوسل شد و امام را پنهانی مسموم ساخت.

 

در میان دانشمندان شیعه مشهور است که حضرت مهدی(عج) به طور خصوصی بر جنازه ایشان نماز گزارد و ایشان را در خانه خود در کنار مرقد پدرش به خاک سپرد.

 

در همین روز پس از شهادت امام حسن عسکری (ع) حضرت مهدی (عج) عهده دار امامت شیعیان جهان شدند.

آن حضرت 5 ساله بودند که پدر بزرگوارشان به درجه شهادت نایل آمدند. امام حسن عسکری (ع) در طول امامت زمینه را برای حضور و معرفی امام بعد خود مهیا ساخته بودند و بدین ترتیب مردم از حضور امام مهدی (عج) آگاهی داشتند.

 

حضرت مهدی (عج) پس از شهادت پدر عهده دار امامت در سال 260 هجری شدند و به دلیل برخی مصالح روزگار و از جمله تلاش های پیگیر معتمد، خلیفه عباسی و معتضد برای دستگیری آن حضرت ایشان مدت کوتاهی بین سال های 260 هجری تا سال 329 هجری از میان مردم غایب شدند که این خود مقدمه برای غیبت کبری شد.

 

در دوران غیبت با برخی از یاران نزدیک خود به طور مستقیم در تماس بودند و از اوضاع و احوال شیعیان آگاهی می یافتند.

پس از اتمام غیبت صغری، غیبت کبری شروع شد.

 

آن حضرت در زمان و شرایط مساعد به اذن باری تعالی ظهور خواهند کرد و زمین را از عدل و داد پر خواهند نمود.

از اهداف آن حضرت که در قرآن کریم بر آن تاکید شده، تشکیل حکومت واحد جهانی الهی و برقرار عدل و داد در جهان است...

اللهم عجل لولیک الفرج

دسته ها :
جمعه دوازدهم 4 1388

از سایت خبری تحلیلی سلام شیعه

آغاز امامت او

چاپ ایمیل

 

جعفر در حالی که رنگش پریده بود، کنار رفت، و آن طفل پیش آمد و بر امام حسن عسکری (علیه السلام) نماز خواند، پس از نماز، امام (علیه السلام) را کنار قبر پدرش امام هادی (علیه السلام) دفن نمود.



آغاز امامت او

ابو الادیان بصری می گوید:

من خادم امام حسن عسکری (علیه السلام) بودم. و نامه های حضرت (علیه السلام) را به شهرهای مختلف می رساندم. روزی به خدمت ایشان مشرّف شدم. حضرت (علیه السلام) وقتی مرا دید، نامه هایی را بیرون آورده و فرمود: این ها را به مدائن ببر! پانزده روز در راه خواهی بود. وقتی بازگشتی، صدای ناله و ضجّه از خانه من می شنوی و می بینی که مرا غسل می دهند.

عرض کردم: آقا جان! وقتی چنین شد جانشین شما که خواهد بود؟

ـ آن که جواب نامه ها را از تو بخواهد.

ـ علامت دیگر؟

ـ آن که بر من نماز گزارد.

ـ نشان بعدی؟

ـ آن که از محتوای کیسه خبر دهد؟

آن گاه هیبت امام (علیه السلام) مانع از آن شد که بپرسم کدام کیسه؟ و در کیسه چیست؟

با نامه ها از نزد امام (علیه السلام) خارج شدم و به مدائن رفته و جواب نامه ها را گرفتم. درست پانزده روز بعد به سامرا بازگشتم، و همان طور که امام (علیه السلام) فرموده بود، صدای ضجّه و ناله از خانه امام (علیه السلام) به گوش می رسید.

جعفر [کذّاب] برادر امام (علیه السلام) را دیدم که جلوی در خانه ایستاده و شیعیان اطراف او را گرفته و به او تسلیت و تهنیت می گفتند. با خود گفتم: اگر او امام باشد، امامت از بین خواهد رفت. زیرا او را می شناختم که شراب می خورد و در قصر قمار بازی می کرد و طنبور می نواخت! با این حال من نیز نزدیک شده و تسلیت و تهنیت گفتم. اما او چیزی درباره نامه ها از من نپرسید. آن گاه عقید، خادم امام حسن عسکری (علیه السلام) خارج شد و گفت: آقا جان! برادرتان را کفن کرده اند، برخیزید و بر او نماز بگزارید.

جعفر با گروه شیعیان که پیشاپیش آن ها عثمان بن سعید و حسن بن علی ـ که به دست معتصم کشته شد و معروف به سلمه بود ـ وارد شدند. وقتی وارد اتاق شدیم، دیدیم امام حسن عسکری (علیه السلام) در کفن پیچیده شده است. برادرش جعفر [کذاب] برخاست تا بر او نماز بخواند. اما همین که می خواست تکبیر بگوید، پسر بچه گندم گونی که موهای پیچیده داشت و میان دندانهایش باز بود، آمد و ردای جعفر را کشید و گفت: کنار برو! ای عمو! من از تو به گزاردن نماز بر پدرم سزاوارترم.

جعفر در حالی که رنگش پریده بود، کنار رفت، و آن طفل پیش آمد و بر امام حسن عسکری (علیه السلام) نماز خواند، پس از نماز، امام (علیه السلام) را کنار قبر پدرش امام هادی (علیه السلام) دفن نمود.

آن گاه آن آقا زاده نازنین رو به من نمود و گفت: ای بصری! جواب نامه هایی را که به همراه داری، بده!

من همه را تحویل دادم و با خود گفتم: این دو علامت، فقط سوّمین علامت که خبر از محتوای کیسه است مانده.

وقتی نزد جعفر رفتم دیدم که بر مرگ برادرش گریه می کند. در این حال «حاجز وشّاء» [1] آمد و گفت: آن طفل که بود؟ باید از او حجّتی می خواستی.

جعفر گفت: به خدا قسم! او را اصلا ندیده و نمی شناختم.

ما همان جا نشسته بودیم که گروهی از اهالی قم وارد شدند و گفتند: می خواهیم امام حسن عسکری (علیه السلام) را ملاقات کنیم.

ما شهادت حضرت (علیه السلام) را به اطلاع آنها رساندیم. گفتند: جانشین او کیست؟ مردم جعفر را نشان دادند.

آن ها بر او سلام کرده و تسلیت و تهنیت گفتند، سپس پرسیدند: ما به همراه خود نامه ها و اموالی داریم، بگو نامه ها از چه کسانی است؟ و مقدار وجوهات چقدر می باشد؟

با شنیدن این سخن، جعفر با عصبانیت برخاست و در حالی که عبایش را می تکاند، گفت: از ما می خواهند که علم غیب بدانیم.

در این لحظه، خادم امام حسن عسکری (علیه السلام) آمد و گفت: نامه های شما از فلان و فلانی است، و در کیسه هزار دینار وجود دارد که نقش ده دینار آن ساییده شده است.

آن ها نامه ها و اموال را به او دادند و گفتند: کسی که تو را برای دریافت نامه ها و اموال فرستاده است امام است.

بعد از این رویداد، جعفر نزد خلیفه رفت و قضیه را گزارش داد. خلیفه دستور دستگیری همسر امام حسن عسکری (علیه السلام) را صادر کرد تا محلّ اختفای فرزندش را افشا کند. امّا نرجس خاتون (علیها السلام) وجود او را کلاًّ انکار نموده و ادّعا نمود که هنوز باردار است.

خلیفه نیز او را به «ابن ابی الشوارب» قاضی سپرد تا موضوع را تحقیق کند.

ولی در همان زمان «عبیدالله بن یحیی بن خاقان» به طور ناگهانی مُرد، گروهی در بصره شورش نموده و بر مأمورین خلیفه تاختند ـ که بعدها رهبر آن ها به صاحب الزنج معروف شد ـ. خلیفه و اطرافیان او سرگرم دفع خطر آنها شدند، و از مسأله امام زمان (علیه السلام) و تحقیق درباره نرجس خاتون (علیها السلام) غافل ماندند. [2] .

 

پاورقی

[1] حاجز بن یزید معروف به الوشّاء: یکی از وکلای ناحیه مقدّسه بود، رجوع شود به تنقیح المقال، ج 3، ص 241.

[2] کمال الدین، ج 2، ص 475 و 476، من شاهد القائم (علیه السلام) ، بحار الانوار، ج 52، ص 67 و 68

 

داستانهائی از امام زمان علیه السلام از کتاب بحار الانوار- محمد باقر بن محمد تقی مجلسی- نرم افزار شمیم گل نرگس

 

اللهم عجل لولیک الفرج

دسته ها :
جمعه دوازدهم 4 1388

از سایت خبری تحلیلی سلام شیعه

پرسشهایی پیرامون اوضاع آخر الزمان

چاپ ایمیل
 
اینکه می گو یند جنگ و خو نریزی و بیماری شایع می شود و بسیاری از مردم هلاک می شوند موجب عدم امید به زندگی در زمان ظهور است آیا دو سوم می میرند ؟ و این مطالب صحیح است ؟ توضیح دهید ؟



پرسشهایی پیرامون اوضاع آخر الزمان

نویسنده: پایگاه اطلاع رسانی مهدویت

پرسش: اینکه می گو یند جنگ و خو نریزی و بیماری شایع می شود و بسیاری از مردم هلاک می شوند موجب عدم امید به زندگی در زمان ظهور است آیا دو سوم می میرند ؟ و این مطالب صحیح است ؟ توضیح دهید ؟

پاسخ: سخن جنگ و خون‌ریزی‌ها در دو مرحله مطرح می‌شود:

الف. قبل از ظهور: در مورد جنگ‌های قبل از ظهور مطلب خاصی که از درجه اعتبار برخودار باشد بیان نشده است. بلکه به صورت کلی از مرگ و میر‌های زیاد و جنگ و کشتار خبر داده شده است. از این رو به زمان و مکان و گروه خاصی نمی‌توان اشاره کرد. به علاوه که این حوادث مربوط به اختیار انسان‌ها است و لذا انسان می‌تواند با برخی اختیار‌ها و انتخاب‌ها از بروز برخی حوادث جلوگیری کند. لذا در آیه قرآن به لوح محو و اثبات اشاره شده است.

البته اگر رویدادهای ناخوشایند واقعاً بخواهد رخ بدهد، اهل بیت به ما آموزش داده‌اند که با دعا و حرکت سنجیده بلا را از خود دور کنید تا در گروه نجات یافتگان باشید.

ب. هنگام ظهور: آنچه از مجموع روایات به دست می‌آید این است که چون حضرت حرکت خود را با تبلیغ و تبیین کامل شروع می‌کند اکثر قریب به اتفاق مردم با توجه به فطرت الهی خود، پیام و دعوت حضرت را می‌پذیرند، و جنگ و کشتار در مقیاس کوچکی رخ می‌دهد.

در مورد روایاتی که پیرامون جنگها و کشتار‌های مربوط به آخر الزمان و ظهور وارد شده، توجه به چند نکته راهگشا است:

الف. سند برخی از این روایات اشکال دارد و راویان آنها در مواردی اشخاصی دروغگو بوده‌اند لذا چنین روایت‌هایی قابل پذیرش نیست.

ب. تشدید ظلم و ستم در برهه ای از زمان طبیعی بوده و سابقه تاریخی هم دارد. وقتی به فرعون گفتند: از بنی اسرائیل فرزندی به دنیا می‌آید که پادشاهی و حکومت تو را از بین می‌برد؛ او ظلم و ستم بر بنی اسرائیل را شدت بخشید و حتی به دستور او زنان حامله را شکم دریدند و بچه‌ها را (جنین‌ها) از شکم مادران خارج کرده و کشتند.

در روایتی از امام صادق(علیه السلام)نقل شده است که بیش از بیست هزار زن حامله را شکم دریدند. خداوند در قرآن به فشار فراوان فرعون در آن روزگار اشاره کرده و بی حرمت شدن زنان و سر بریدن فرزندان را یادآور می‌شود. چنین رفتاری از کسانی که خداوند را به طور کلی فراموش کرده و فقط به فکر دنیا و منافع آن هستند، دور از ذهن و واقعیت نیست!! بنابراین شدت یافتن ظلم در روزگار نزدیک ظهور قابل پیش بینی است.

ج. با نگاه به طول تاریخ شیعه به دوره‌هایی بر می‌خوریم که فشار بر شیعیان بسیار فراوان بود. آنان به جرم شیعه بودن تحت شکنجه و آزار بودند و حتی برخی از بزرگان شیعه، فقط به جهت عقیده و مرام تشیع به شهادت می‌رسیدند. برخورد معاویه و حجاج در صدر اسلام و آل سعود(در اوایل قدرت یافتن) و صدام، از جمله مواردی است که نیازی به اثبات ندارد. کتاب‌های تاریخی مملو از ثبت چنین وقایع دل خراش است. شهید اول صاحب کتاب لمعه و شهید ثانی شارح کتاب لمعه، فقط به علت شیعه بودن به شهادت رسیدند. از این رو، امامان ما راه تقیه را پیش گرفتند و برای حفظ مکتب تشیع و جان شیعیان در بسیاری از موارد، سکوت کردند و به شیعیان دستور تقیه دادند.

وضعیت فعلی عراق ـ حتی پس از صدام ـ خود شاهد دیگری بر این ادعا است. بسیاری از کشتار‌ها مربوط به شیعیان مظلوم عراق است که تنها جرمشان آن است که پیرو مکتب شیعه‌اند. بنابراین کشتن اشخاص (به جرم شیعه بودن) در همین دنیای کنونی امر بعیدی نیست.

د. هر چند امامان معصوم(ع) برخی از وقایع ظهور را پیشگویی کرده و خبر داده‌اند؛ اما، ما را با امر «بداء» نیز آگاه کرده و اختیار انسان را در تغییر سرنوشت و امور خود یادآور شده‌اند. قرآن کریم در آیه یازدهم سوره رعد می‌فرماید:«خدا تغییر نمی‌دهد آن چه مربوط به قومی است مگر آن که خود انسان‌ها تغییر دهند». بنابراین نوع رفتار و اختیار انسان در چگونگی حوادث مربوط به آنها مؤثر است.

بر این اساس می‌توان منتظر امر ظهور بود و برای فرج امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف)دست به دعا برداشت و برای زمینه سازی ظهورش تلاش کرد. حرکت اختیاری انسان‌ها در امر ظهور دخالت تمام دارد و می‌توان با حرکت‌های صحیح و ثبات قدم، در صراط مستقیم شاهد تعجیل در فرج آن بزرگوار بود. حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)خود در نامه‌ای برای شیخ مفید به این شرط مهم اشاره کرده، می‌فرماید:«اگر شیعیان ما ـ که خداوند آنان را در طاعتش یاری دهد ـ در وفای پیمانی که از ایشان گرفته شده اجتماع کنند و مصمم باشند؛ البته نعمت دیدار به تاخیر نمی‌افتد و سعادت ملآقات ما برای آنان با معرفت کامل و راستین نسبت به ما تعجیل می‌گردد.(بحار الانوار، ج53، ص176) پس می‌شود ظهور را درک کرد و برخی از این گونه حوادث نیز رخ ندهد.

پرسش: جنگ ارماگدون در کجا و چه کشورهایی شرکت دارند ؟

پاسخ: دو تحقیق در این زمینه قابل بررسی و تبیین است:

برخی از دانشمندان، یکی از علایم ظهور امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)را وقوع معرکه جنگی در منطقهای به نام "هرّ مجدون" و به تعبیر روایات "قرقیسا" میدانند. این قضیه حتی در کتب اهل کتاب نیز به آن اشاره شده است. (رؤیای یوحنا، 16/16013؛ سفر زکریا، 14/1-5؛ کتاب مقدس ص 843).

اهل کتاب از یهود و نصارا این معرکه جنگی را بس عظیم و خطرناک می دانند که در پایان تاریخ بشر اتفاق خواهد افتاد.

"هرمجدون" کلمهای است مشتق از "هر" به معنای کوه، "مجدوّ" که اسم وادی یا کوه کوچکی در شمال فلسطین است. اهل کتاب گمان می کنند مساحت معرکه این جنگ از منطقه مجدو، در شمال فلسطین تا ایدوم در جنوب امتداد دارد (حدود دویست مایل)(شبکه معلومات،ص4).

آنان معتقدند: در این جنگ لشکری با حدود 400 میلیون نفر شرکت خواهند داشت. (شبکه معلومات ص2). لشکری که از عراق، ایران، لیبی، سودان و قفقاز در جنوب روسیه تشکیل شده است.(مجله الفکر الجدید، شماره 15 و16).

دکتر عبد الکریم زبیدی می گوید: "... این حادثه همان حادثه بزرگی است که قبل از ظهور امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)تحقق خواهد یافت و در روایات از آن به معرکه "قرقیسیا" یاد شده است. در آن واقعه میلیونها لشکر از آمریکا، اروپا، روسیه، ترکیه، مصر و دولتهای مغرب عربی و لشکریانی از شهرهای شام؛ یعنی، سوریه، اردن، لبنان، فلسین و اسرائیل شرکت خواهند داشت. همگی در منطقهای به نام قرقیسیا از بلاد شام با هم مواجهه خواهند داشت و سفیانی در این هنگام خروج خواهد کرد...".(مجله الفکر الجدید، 15 و 16).

کلینی به سند خود از امام باقر(علیه السلام)نقل کرده که به میسر فرمود: ای میسر! چه مقدار بین شما و قرقیسیا فاصله است؟ عرض کرد: نزدیک "شاطئ فرات" است. حضرت فرمود: "اما انه سیکون بها وقعة لم یکن مثلها منذ خلق الله تبارک و تعالی السموات و الارض و لا یکون مثلها ما دامت السموات و الارض مادبة للطیر تشبع منها سباع الارض و طیور السماء...".(کافی، ج8، ص245، ح451). آگاه باش که در آن مکان، واقعهای اتفاق خواهد افتاد که نظیر آن از زمان خلقت آسمانها و زمین از جانب خداوند ـ تبارک و تعالی ـ اتفاق نیفتاده است و نخواهد افتاد. آنجا محل پذیرایی پرندگان خواهد بود. درندگان زمین و پرندگان آسمان از آن سیر خواهند شد".

از مجموع روایات استفاده می شود که فرمانده عملیاتی این جنگ از جانب دشمنان اسلام، شخصی به نام سفیانی است. او کسی است که به کمک مراکز جاسوسی یهود و آمریکا، در میان مردم تفرقه انداخته و مردم را بر ضد شیعیان اهل بیت تحریک خواهد کرد و نیز بعد از پناه بردن امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)به کعبه با عدهای از یاران خود، در صدد مقابله با حضرت بر خواهد آمد که خود او با لشکریانش در منطقه ای به نام "بیدا" به زمین فرو خواهند رفت.

در همین جنگ است که بنیه یهود از هم پاشیده شده و بسیاری از آنها نابود خواهند شد. بخاری به سندش از رسول خدا(ص) نقل کرده که فرمود: " قیامت برپا نمی شود تا آن که شما با یهود بجنگید؛ در آن هنگام به حدی از آنان کشته خواهد شد که حتی سنگی که یک یهودی در آن پناه گرفته، می گوید: ای مسلمان! این یهودی است که در کنار من پناه گرفته، او را به قتل برسان".(صحیح بخاری، ج3، ص232).

 

بیان دوم:

نبرد قرقیسیا:

سفیانی پس از سرکوب مخالفان، هدفی جز حمله به عراق ندارد. از این رو، با سپاهی بزرگ به سمت عراق رهسپار می شود. در میانه راه در منطقه ای به نام قرقیسیا(شهری در سوریه در محل اتصال رود خابور و فرات)، جنگی هولناک درمی گیرد و بسیاری کشته می شوند.

در تعدادی از احادیث پیشوایان دینی از جنگ "قرقیسیا" خبر دادهاند. امام صادق(علیه السلام)در حدیثی فرمودند: "ان لله مائدة [مأدبة] بقرقیسیاء یطلع مطلع من السماء فینادی: یا طیر السماء و یا سباع الارض، هلموا الی الشبع من لحوم الجبارین"؛"برای خداوند ودر قرقیسا سفرهای(غذایی) است. از آسمان ندا دهندهای آشکار می شود و آواز می دهد: ای پرندگان آسمان و ای درندگان زمین، بشتابید برای سیر شدن از گوشت ستمگران!"(نعمانی، الغیبه، ص389، ح63).

روایتی دو گروه درگیر این جنگ را فرزندان عباس و مروانی خوانده است، اما چهار حدیث دیگر سفیانی را یکی از طرفهای درگیری می دانند، از جمله حضرت علی(علیه السلام)فرموده است:

"یظهر السفیانی علی الشام ثم یکون بینهم وقعة بقرقیسیا حتی تشبع طیر السماء و سباع الارض من جیفهم..."؛"سفیانی بر شام غلبه میکند. سپس میان آنها در منطقه قرقیسیا جنگی در خواهد گرفت در آن جنگ، آن قدر کشته می شوند که پرندگان آسمان و درندگان زمین از مردارشان سیر می شوند".(عقد الدرر، ص87، باب 4، فصل2).

از میان روایات یاد شده، تنها این حدیث امام باقر(علیه السلام)از سند معتبری برخوردار است:

"... و یمر جیشه بقرقیسیا فیقتلون بها فیقتل من الجبارین مأة الف ... ؛ ... سپاه سفیانی به قرقیسیا می رسند و در آنجانبردی در می گیرد و از ستم گران صد هزار نفر کشته می شوند..."(نعمانی، الغیبه،ص392، باب 14، ح67).

از میان این روایات، به حدیثی که طرفهای درگیر جنگ قرقیسیا فرزندان عباس و مروانی برمی شمرد، به لحاظ خبر واحد بودن و ضعف سند و مخالفت با دیگر روایات، نمی توان اعتماد کرد. اما بر اساس روایت معتبر پیش گفته و سایر روایاتی که مؤید این حدیث اند، چند مطلب را می توان بیان کرد:

1. نبرد قرقیسیا واقع خواهد؛

2. یکی از متخاصمین، سفیانی است؛

3. دو طرف درگیری اهل باطلاند؛

4. این نبرد، تلفات انسانی فراوانی بر جای خواهد گذاشت؛

5. سپاه سفیانی، علی رغم تلفات سنگین، پیروز این نبرد است.

روایات به انگیزه این نبرد اشاره نکرده اند؛ اما این احتمال وجود دارد که نبرد یاد شده به دلیل مقاومت حاکمان آن سرزمین، در برابر زیاده خواهی های سفیانی باشد؛ چرا که سفیانی برای رسیدن به کوفه، تمام مسیر شام تا کوفه را تصرف خواهد کرد.

در روایات درباره طرف دیگری که در نبرد قرقیسیا می رزمد، چیزی نیامده است. همچنان که گذشت از روایات یاد شده تنها بر حق نبودن دو گروه متخاصم را می توان فهمید. در روایت معتبر دیگری امام باقر(علیه السلام)فرموده است:

"... کفی بالسفیانی نقمة لکم من عدوکم و هو من العلامات لکم، مع ان الفاسق لو قد خرج لمکثتم شهرین بعد خروجه لم یکن علیکم بأس حتی یقتل خلقا کثیرا دونکم ..."؛"... سفیانی برای عذاب دشمنان شما بس است و او برای شما یکی از علامات است. وقتی این مرد فاسق قیام کرد، باکی بر شما نیست که یک یا دو ماه درنگ کنید تا این که او تعداد زیادی از غیر شما را بکشد ..." (همان، ص417، باب 18، ح3).

این روایت هر چند به نبرد قرقیسیا تصریح نکرده، اما به قرینه سایر روایات، به احتمال فراوان درباره جنگ یاد شده خواهد بود، و بر این اساس، از این روایت فهمیده می شود که: طرف دیگر این نبرد نیز از دشمنان شیعه است.

به نظر می آید آن چه قابل پذیرش است، اصل وقوع درگیری ها است. اما در رابطه با جزئیات نمی توان سخن دقیقی گفت. باید توجه داشت که انسان بر اساس قدرت اختیار خود، می تواند امور را تغییر دهد، و قرآن و روایات به این نکته تصریح دارند.

پرسش: در رابطه با زمینه سازی ظهور و فتنه های آخر الزمان لطف فرمایید چند کتاب معرفی نمایید .

پاسخ:

ارث می‌برند»(انبیاء، 105) و در جای دیگر می‌گوید: «وعده داده است خدا به کسانی از شما که ایمان آورده‌اند، و عمل صالح انجام داده‌اند، این که خلافت زمین را به آنان واگذارد...»(نور، 55) شرط تحقق انقلاب مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)این است که ایمان و عمل صالح در پرونده‌ی افراد باشد تا انقلاب رخ دهد.

پیامبر فرمود: «کونوا دعاة الناس بغیر بألسنتکم؛ دعوت کننده مردم باشید به غیر زبان‌تان». امام صادق(علیه السلام)فرمود: «زینت برای ما باشید نه مایه آبروریزی». آیا گناه و ظلم، دعوت به مهدی است و مایه زینت و افتخار ائمه؟

هـ . وظیفه انسان حرکت به طرف کمال و کسب آن از طریق عبودیت و بندگی است. عبودیت و بندگی نیز جز در پرتو عمل به تکالیف الهی که وظایف فردی و اجتماعی انسان را در بر دارد، امکان پذیر نیست. خداوند در سوره عصر می‌فرماید: « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ* وَ الْعَصْرِ ...؛ تنها کسانی که ایمان بیاورند و عمل صالح انجام دهند و هم دیگر را سفارش به حق و راستی بکنند از خسران و ضرر به دورند». خداوند از انسان می‌خواهد در گناه نماند و به سوی او رجوع کند: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً ؛ ای کسانی که ایمان آوردید! توبه کنید، همگی، توبه‌ای خالص». (تحریم، 8).

کوتاه سخن آن که خداوند انسان را در تعیین سرنوشت خود و جامعه، دارای تأثیر می‌داند و از او می‌خواهد برای اصلاح گام بردارد و خسته نشود و در چنین نگرشی، وعده ظهور را مطرح می‌کند. بنابراین انتظار منجی، به معنای صحیح آن، نه سکوت و تن دادن به ظلم است و نه کمک به فراگیر شدن ظلم، بلکه باید خواستار ظهور باشد و در این راه، تمام تلاش خود را به کار گیرد و اگر در این مسیر، نیاز به تشکیلات و حکومتی است که حرکت برای زمینه سازی را سامان دهد، برای تشکیل آن اقدام کند. طبیعی است که ظالمان و مفسدان نیز بیکار نخواهند نشست و به مقابله برمی‌خیزند. لذا جبهه ظلم، در نهایت درجه ظلم حرکت می‌کند و جبهه حق به اوج تلاش می‌رسد و در این زمان است که خداوند به مدد انسان‌های حق طلب می‌آید و با ظهور مهدی عزیز(عجل الله تعالی فرجه الشریف)کار ظالمان را یک سره می‌کند.

پرسش: در مورد آینده جهان توضیح دهید.

پاسخ: درباره وضع جهان در آخر الزمان ـ به خصوص قبل از ظهور امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)ـ روایات بسیاری وارد شده است. بعضی از آن خصوصیات چنین است:

1. وضع حکومت‌ها؛ حکومت استبدادی و افراد ظالم‌اند و حکومت‌های ضعیف و زودگذر و متزلزل در رأس امور قرار دارند.

2. وضع دین؛ از اسلام و قرآن، فقط اسمی می‌ماند و مساجد، زیبا، اما بدون جمعیت (نمازگزار واقعی) است.

3. وضع اخلاق؛ عواطف انسانی ضعیف شمرده می‌شود و ترحم به هم وجود ندارد و انواع فساد‌های اخلاقی، به طور علنی در جامعه انجام می‌شود(بدون نهی و جلوگیری).

4. وضع امنیت؛ ترس و اضطراب فراگیر و راه‌ها نا امن است و جنایت‌های هولناک صورت می‌گیرد. مردم، آرزوی مرگ می‌کنند و مرگ‌های ناگهانی و زلزله و جنگ و فتنه و بیماری و مرگ زیاد می‌شود.

5. وضع اقتصاد؛ باران و محصولات کشاورزی کم می‌گردد و رود‌ها و چشمه‌ها خشک می‌شوند و گرانی و فقر و گرسنگی و عدم رونق تجارت و بازار، غوغا می‌کند.

البته در کنار همه این مشکلات، عده‌ای به وظیفه شرعی خود عمل می‌کنند و علم اسلام و انسانیت را بر پا می‌دارند و زمینه ظهور را فراهم می‌کنند. در آن زمان، ایران ـ به خصوص شهر مقدس قم ـ‌ پایگاه شیعیان و محل امید مردم خواهد بود. بنابراین، چنین نیست که همه، در ظلم و فساد فرو رفته باشند، بلکه عده‌ای، با زحمات فراوان، خود را حفظ می‌کنند و فروغ امید را در دل مردم روشن نگه می‌دارند.

بنابراین چون دوران غیبت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)در روایات، آخر الزمان نامیده شده است، می‌توان گفت: ما در آخر الزمان هستیم؛ مخصوصاً که بعضی از علایم یاد شده، در زمان ما وجود دارد. اما اگر منظور از آخر الزمان فقط چند سال قبل از ظهور حضرت باشد، چون وقت ظهور مشخص نیست، نمی‌توان گفت، که ما ، در آخر الزمان هستیم یا نه.

پرسش: زمان آخر الزمان و رویدادهای آن به ترتیب کدامند ؟

پاسخ: الف. ترسیم کامل و درست دوران ظهور، چندان امکان پذیر نیست، اما به صورت خلاصه، میتوان گفت، پس از آنکه شرایط و زمینه های ظهور، مانند تعداد مناسب یاران و آمادگی مردم برای پذیرش حضرت فراهم گشت امام(علیه السلام)در مکه ظاهر میشود و با معرفی خود ظهور منجی را اعلام می دارد. این در زمانی است که قدرت طلبان و سودجویان، به خاطر منافع مادی خود به ظلم و فساد دامن زدهاند و جنگها و خونریزیهای متعددی را ایجاد می کنند که نتیجه آن چیزی جز عقب ماندگی و شیوع بیماریها و فقر اکثریت و کم رنگ شدن حقایق و مظاهر دین نیست.

البته باید توجه داشت که در چنین وضع اسفباری، انسانهای پاک و وارستهای پیدا می شوند که با تمام تلاش و کوشش خود، سعی در آگاهی دادن به مردم و زمینه سازی برای ظهور دارند. در روایات از زمینه سازی مردم ایران اشاره به میان آمده است و این که علم و معارف دین، در قم ظاهر می شود و از آنجا به دنیا پخش می شود.

با ظهور حضرت در مکه و تجمع یاران سیصد و سیزده نفری بر گرد او و بیعت با آن بزرگوار، همه نگاه ها، چه دوستان و چه دشمنان، به سمت مکه دوخته می شود. لشکری از سفیانی که برای مقابله با حضرت به سمت مکه به راه افتاده در سرزمین بیداء به زمین فرو می رود. در همین حال یاران امام نیز به سمت مکه حرکت می کنند تا جمعیتی بالغ بر ده هزار نفر شکل می گیرد و در این هنگام، خروج صورت می گیرد. امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)با یاران خود چه از افراد بشر و چه از ملائکه پس از تسلط بر مکه و اصلاحات در آن، از جمله کوتاه کردن دست افرادی که به بیت المال تجاوز کرده اند، به طرف مدینه و سپس عراق حرکت می کند و در این سیر، یاران و دوستان دیگری نیز به جمع لشکر حضرت اضافه می شوند.

در عراق، با دو مشکل روبه رو می شود: 1. گروهی به ظاهر دیندار مقابل ایشان قرار می گیرند. وقتی نصایح حضرت و موعظه ی ایشان در دل آنان اثر نمی گذارد، کار به جنگ می کشد و همه آنان کشته می شوند.2. با لشکر سفیانی مقابله می کند. این در زمانی است که حضرت کوفه را نیز به تصرف خود در آورده است. گفت و گوها و اندرزهای حضرت، در دل چون سنگ آنان نیز اثر نمی گذارد و جنگ شعله ور می شود که منجر به هلاکت سفیانی و یاران او می شود.

نا گفته نماند سفیانی فردی از تبار بنی امیه است که حدود یک سال قبل در حدود سوریه سر به طغیان میگذارد و بخش هایی از سرزمین اسلامی، مانند سوریه و اردن و عراق را تحت حکومت خود در می آورد.

پس از تسلط بر عراق، دو برنامه دیگر در دستور کار حضرت قرار می گیرد: 1. اعزام یاران به نقاط مختلف جهان برای گسترش حاکمیت عدل الهی؛ 2. برخورد با مسیحیان و یهودیان. نزول حضرت عیسی(علیه السلام)و نماز خواندن ایشان پشت سر امام مهدی(علیه السلام)را در این باره، باید ارزیابی کرد. در مورد چگونگی برخورد حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)با مسیحیان و یهودیان، به صورت شفاف و روشن روایات معتبری نداریم، ولی از مجموع روایات استفاده می شود که در طی مدت نه چندان طولانی، آنان تسلیم می شوند و دین اسلام سراسر عالم را فرا می گیرد.

ب. هر چند اصل رجعت مورد پذیرش شیعه می‌باشد و اعتقاد به آن بر اساس آیات و روایات است؛ ولی جزئیات این مسأله چندان شفاف و روشن نیست. از جمله آنها رجعت ائمه معصومین(علیهم السلام)است. در روایات تصریح روشنی به رجعت امام حسین(علیه السلام)شده است، اما در مورد رجعت سایر ائمه و ویژگی‌های آن، مطلب به طور دقیق و روشن نیست.

ج. مناسب است سیمای دوران ظهور را به صورت خلاصه مرور می کنیم:

مقدمه: هدف از آفرینش مجموعه بزرگ هستی، کمال و نزدیکی هر چه بیشتر انسان‌ به منبع همه کمالات یعنی خداوند می‌باشد و نیل به این آرمان بزرگ نیازمند ابزار و وسایلی است که حکومت جهانی حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در پی فراهم آوردن اسباب تقرب به سوی خداوند متعال و برداشتن موانع از این مسیر است.

و با توجه به اینکه انسان موجودی است ترکیب یافته از جسم و جان، بنابراین رسیدن به کمال لازمه، همان عدالت است که ضامن سلامت رشد انسان در سیر مادی و معنوی است و اهداف حکومت حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)نیز در دو محور رشد معنوی و اجرای عدالت و گسترش آن قابل طرح است.

امام حسین(علیه السلام)می‌فرمایند: اگر از دنیا جز یک روز باقی نمانده باشد، خداوند آن روز را طولانی کند تا مردی از فرزندان من قیام کند و زمین را از عدل و داد پر کند پس از آنکه از ستم آکنده شده باشد. این چنین از پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله)شنیدم.

امام کاظم(علیه السلام)در تفسیر آیه شریفه: " اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها قَدْ بَیَّنَّا لَکُمُ الْآیاتِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ"(حدید/17) فرموده‌اند: مقصود این نیست که زمین را از باران زنده می‌کند بلکه خداوند مردانی را بر می‌انگیزد که عدالت را زنده می‌کنند پس به سبب جان گرفتن عدل در جامعه، زمین زنده می‌شود.

اما با توجه به روایات فراوانی که درباره دوران حکومت حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)موجود است، برنامه‌های حکومتی حضرت را در سه محور می‌توان خلاصه کرد:

1. برنامه فرهنگی 2. برنامه اقتصادی؛ 3. برنامه‌های اجتماعی.

 

1. برنامه فرهنگی:

در انجام برنامه فرهنگی، مهمترین محوری این برنامه عبارتند از:

الف. احیای کتاب و سنت:

امام علی(علیه السلام)می‌فرمایند: در روزگاری که هوای نفس حکومت می‌کند(امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)ظهور می‌کند) و هدایت و رستگاری را جایگزین هوای نفس می‌سازد و در عصری که نظر اشخاص بر قرآن مقدم شده، افکار را متوجه قرآن می‌گرداند و آن را حاکم بر جامعه می‌سازد.

ب. گسترش معرفت و اخلاق:

امام باقر(علیه السلام)می‌فرماید: زمانی که قائم ما قیام می‌کند دست خود را بر سر بندگان خواهد نهاد و عقل‌های ایشان را جمع کرده و اخلاق آنها را به کمال خواهد رساند.

ج. رشد دانش بشر به طور چشمگیر و بی سابقه:

امام باقر(علیه السلام)فرموده‌اند: در زمان امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)به شما حکمت و دانش داده می‌شود تا آن جا که زن در درون خانه‌اش مطابق کتاب خدا و سنت پیامبر قضاوت(رفتار) می‌کند.

می‌دانیم که رفتار صحیح ریشه در علم و دانش گسترده دارد که این روایت شریف حکایت از آگاهی و شناخت عمیق از آیات قرآن و روایات اهلبیت(علیهم السلام)دارد.

د. مبارزه با بدعت‌ها:

بدعت به معنای داخل کردن اندیشه و آرای شخصی در دین و دینداری است. آن چه از تمایلات شخصی و هواهای نفسانی وارد دین شده، حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)با آن مبارزه می‌کنند.

امام باقر(ع) می‌فرمایند: هیچ بدعتی را وا نگذارد مگر اینکه آن را از ریشه برکند و از هیچ سنتی (پیامبر) نمی‌گذرد مگر این که آن را برپا خواهد داشت.

 

2. برنامه‌های اقتصادی:

برنامه‌های اقتصادی در حکومت حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)به صورت مطلوبی تدوین شده تا اولا امر تولید سامان یابد و از منابع طبیعی بهره بردای شود و ثانیا ثروت بدست آمده به شکل عادلانه بین همه طبقات توزیع گردد.

موارد اقتصادی دوران حاکمیت حضرت:

الف. بهره‌وری از منابع طبیعی:

در زمان حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)و به برکت حکومت ایشان آسمان سخاوتمندانه می‌بارد و زمین بی دریغ ثمر می‌دهد.

امام علی(علیه السلام)فرمودند: و چون قائم ما قیام کند آسمان باران می‌ریزد و زمین گیاه بیرون می‌آورد.

امام باقر(علیه السلام)فرمودند: تمام گنج‌های زمین برای او آشکار می‌گردد.

ب. توزیع عادلانه ثروت:

از عوامل اقتصاد بیمار، انباشته شدن ثروت در نزد گروه خاصی است. در دوران حکومت عدل مهدوی اموال و ثروت بیت المال به طور مساوی بین مردم تقسیم می‌شود. امام باقر(علیه السلام)می‌فرمایند: وقتی قائم خاندان پیامبر قیام کند،(اموال را) به طور مساوی تقسیم می‌کند و در میان خلق به عدالت رفتار می‌کند.

و هم چنین فرمودند: امام مهدی(علیه السلام)میان مردم به مساوات رفتار می‌کند به گونه‌ای که کسی پیدا نشود که نیازمند زکات باشد.

ج. عمران و آبادی:

در حکومت حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)تولید و توزیع به گونه‌ای ساماندهی می‌شود که همه جا به نعمت و آبادانی می‌رسد.

امام باقر(علیه السلام)می‌فرمایند: در تمام زمین هیچ ویرانه‌ای نمی‌ماند جز این که آباد می‌گردد.

 

3. برنامه‌های اجتماعی:

در حکومت عدالت گستر حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)برنامه‌هایی بر اساس تعالیم قرآن و عترت(علیه السلام)اجرا می‌شود که به سبب اجرای آنها محیط زندگی زمینه‌ای برای رشد و تعالی افراد خواهد بود. در این زمینه روایات فراوانی رسیده است. که به پاره‌ای از آنها اشاره می‌کنیم.

الف. احیاء و گسترش امر به معروف و نهی از منکر:

در حکومت جهانی حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)فریضه بزرگ امر به معروف و نهی از منکر به صورت گسترده به اجرا گذاشته خواهد شد.

امام باقر(علیه السلام)می‌فرمایند: مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)و یاران او، امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند.

ب. مبارزه با فساد و رذائل اخلاقی:

حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)در عمل به مبارزه با فساد و تباهی و زشتی می‌پردازد، چنان چه در دعای شریف ندبه می‌خوانیم: "این قاطع حبائل الکذب و الافتراء این طامس آثار الزیغ و الاهواء ...؛ کجاست آن که ریسمان‌های دروغ و افتراء را ریشه کن خواهد کرد. کجاست آن که آثار گمراهی و هوای و هوس را نابود خواهد ساخت".

ج. عدالت قضایی:

اوست که قسط و عدل را در سطح جامعه حاکم می‌کند و همه عالم را پر از عدالت و دادگری می‌کند.

امام رضا(علیه السلام)فرمودند: وقتی او قیام کند زمین به نور پروردگارش روشن گردد و آن حضرت ترازوی عدالت را در میان خلق نهد. پس (چنان عدالت را جاری کند که) هیچ کس بر دیگری ظلم و ستم روا ندارد.

مناسب است در پایان به یکی از تحولات چشمگیر زمان حضرت مهدی(علیه السلام)که همانا بهداشت طبیعت و بهداشت روان است اشاره‌ای گذرا داشته باشیم. زیرا یکی از مشکلات جامعه بیش از ظهور امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)وضع تأسف بار بهداشت طبیعت و روان است که در نتیجه بیماری‌های واگیر و مشکلات روانی زیادی جامعه بشریت را فرا می‌گیرد. بیماری‌‌هایی مانند جذام، طاعون، وبا، فلج، سکته، سرطان و صدها بیماری خطرناک دیگر. این اوضاع دلخراش و دردناک در اثر آلودگی محیط زیست و در نتیجه به کارگیری سلاح‌های شیمیایی. اتمی و میکربی پدید می‌آید.

امام سجاد(علیه السلام)در این باره می‌فرمایند: هنگامی که قائم(عجل الله تعالی فرجه الشریف)ما قیام کند خداوند عزوجل بیماری و بلا را از شیعیان ما دور می‌سازد...

امام صادق(علیه السلام)می‌فرمایند: هنگامی که حضرت قائم(عجل الله تعالی فرجه الشریف)قیام کند خداوند بیماری‌ها را از مؤمنان دور می‌سازد و تندرستی را به آنان باز می‌گرداند.

به امید روزی که بتوانیم آن دوران نورانی و سراسر معنوی را درک کنیم.

د. اصطلاح "آخر الزمان" در گفتار‌های ادیان آسمانی مطرح شده است و مراد از آن روز پایانی عمر دنیا (معنای لغوی) نیست؛ بلکه مراد از آن دوره زمانی خاص است که به نحوی معنای آخر بودن را دارد. اصطلاح آخر الزمان به سه دوره اطلاق شده است:

1. دوره پیامبر خاتم(صلی الله علیه وآله)که دوران پیامبر اسلام تا قیامت را شامل می‌شود. در این صورت آخر الزمان، یعنی، بعد از آن بزرگوار پیامبر و شریعت دیگری نخواهد آمد و دوره آخرین شریعت است.

2. دوره غیبت و سال‌های قبل از ظهور؛ آخر الزمان طبق این معنا پایان دوره ظلم‌ها و فساد‌ها و حکومت‌های غیر الهی است و با ظهور، همه مظاهر شرک و ظلم و فساد از بین می‌رود.

3.دوران ظهور؛ یعنی زمان تشکیل دولت عدل الهی و این حاکمیت تا آخر عمر دنیا برقرار می‌ماند و دیگر از بین نمی‌رود.

پرسش: فتنه هایی که در آخر الزمان شیعیان را تهدید می کند نام برده و راه مقابله با آنها چیست ؟

پاسخ: به صورت فهرست وار به برخی از موارد اشاره می‌شود:

ـ جهل و عدم شناخت مناسب نسبت به: وجود مقدس امام و نقش او، آموزه‌های دین(که باعث کم رنگ شدن دین در زندگی مردم می‌شود)، وضعیت نا بهنجار کنونی، آموزه‌های مهدویت(همچون مفهوم انتظار)؛

ـ تحجر و مقدس گرایی خشک و بدون توجه به عمق و روح دین؛

ـ تجاوز به جوامع اسلامی و شیعی و کشتار آنان ؛

ـ گسترش فساد و تباهی از یک طرف، و ایجاد شک و تردید نسبت به ظهور امام موعود از طرف دیگر، و به تمسخر گرفتن انتظار و ظهور از طرف آخر؛

بر عاشقان امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف)و منتظران ظهورش لازم است در چند زمینه فعالیت داشته باشند:

الف. بالابردن فهم و شناخت نسبت به امام و امامت، مفاهیم و آموزه‌های دین، مباحث مهدویت و مفاهیمی که در رابطه با این موضوع است؛

ب. وحدت کلمه در سایه رهبری ولی فقیه که طبق بیان پیشوایان دین ـ از جمله امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)ـ همه وظیفه دارند به او رجوع کنند.

ج. عمل به وظایف دین، کسب تقوا، دوری از فساد و جلوگیری از آن، امر به معروف و نهی از منکر؛

د. حضور فعال و آگاهانه تحت مدیریت ولی فقیه در صحنه‌های مختلف اجتماعی و سیاسی؛

هـ‌. ایجاد روحیه نشاط و تلاش در خود و جامعه و حرکت به سوی سازندگی و زمینه سازی برای ظهور.

پرسش: وجود دجال و شرح صفات ظاهری او در کتب با معیار های امروزی نمی سازد و نیاز به شرح و تفسیر دارد و آیا دجال مصداق یک موضوع است ؟

پاسخ: دجال، از ریشه «دجل» به معنای «دروغگو و حیله‌گر» است. اصل داستان دجال، در کتاب‌های مقدس مسیحیان آمده است(رساله یوحنا، باب2، آیه 18 و 22). در انجیل این واژه بارها به کار رفته و از کسانی که منکر حضرت مسیح بوده و یا « پدر و پسر» را انکار کنند، به عنوان دجال یاد شده است. به همین جهت، در ترجمه‌ی انگلیسی کتاب‌های مقدس مسیحی، واژه آنتی کریست(Antik Chirst) یعنی ضد مسیح به کار رفته است.

در روایات زیادی از اهل سنت خروج دجال از نشانه‌های برپایی قیامت دانسته شده است(سنن ترمذی، ج4، ص507 تا 519؛ سنن ابی داوود، ج4، ص115؛ صحیح مسلم، ج 18، ص46 تا 81).

روایات اسلامی درباره دجال و توصیفات آن، همین روایات اهل سنت است اما در کتب روایی شیعه تنها دو روایت درباره خروج دجال، به عنوان یکی از علائم ظهور حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)آمده است(کمال الدین، صدوق، ص525، 526) که هیچ کدام از این دو روایت، از نظر سند معتبر و قابل قبول نیست. بنابراین، از نظر منابع شیعی، دلیل معتبری بر این که خروج دجال یکی از علائم ظهور باشد، وجود ندارد، اما در عین حال، با توجه به روایات زیادی که در منابع اهل سنت آمده است، احتمال این که اصل قضیه دجال به طور اجمال، صحت داشته باشد، وجود دارد و امر ممکنی است. لکن به فرض این که اصل قضیه‌ی دجال صحت داشته باشد اما بدون تردید بسیاری از ویژگی‌هایی که برای آن بیان شده است، به نظر می‌رسد افسانه‌هایی بیش نیست. بنابراین اصل قضیه دجال را به عنوان امری محتمل و ممکن بعید نیست بپذیریم. حال به فرض پذیرش این سؤال مطرح است که مقصود از دجال چیست؟

دو احتمال اساسی در این زمینه وجود دارد:

1. با توجه به معانی لغوی دجال، مقصود از آن نام شخصی معین نباشد، بلکه هر کسی که با ادعاهای پوچ و بی اساس و با تمسک به انواع اسباب حیله‌گری و نیرنگ، در صدد فریب مردم باشد، دجال است. بر این اساس، دجال‌ها متعدد خواهند بود. وجود روایاتی که در آن سخن از دجال‌های متعدد رفته است، این احتمال را تقویت می‌کند. مانند «قال رسول الله: یکون قبل خروج الدجال نیف علی سبعین دجالا؛ پیش از خروج دجال، بیش از هفتاد دجال، خروج خواهند کرد.» (کنز العمال، ج14، ص200) بنابراین احتمال، در حقیقت و قضیه دجال نشانه‌ی این مطلب است که در آستانه انقلاب امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)افراد فریب کار و حیله‌گری برای نگه داشتن فرهنگ و نظام جاهلی همه تلاش خود را به کار می‌گیرند و با تزویر و حیله‌گری، مردم را نسبت به اصالت تحقق انقلاب جهانی منجی، دل سرد و یا دو دل می‌کنند.

این که در همین روایات تأکید شده است: «هر پیامبری، امت خویش را از خطر دجال بر حذر داشته است». خود تأییدی دیگر بر همین احتمال است که مقصود از دجال، هر شخص حیله‌گر و دروغگویی است که قبل از خروج حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)در صدد فریب مردم است.

2. دجال، کنایه از کفر جهانی و سیطره‌ی فرهنگ مادی بر همه جهان باشد. استکبار، با ظاهری فریبنده و با قدرت مادی و صنعتی و فنی عظیمی که در اختیار دارد، سعی می‌کند مردم را فریب دهد و مرعوب قدرت و ظاهر فریبنده خود کند. بر این اساس، این که پیامبران امت‌های خود را از فتنه دجال بیم داده‌اند «ما بعث الله نبیا الا و قد انذر قومه الدجال... ؛ هیچ پیامبری مبعوث نشد، مگر آن که قوم‌اش را از فتنه دجال بر حذر داشت(بحار الانوار، ج52، ص205) به این معنا است که آنان را از افتادن به دام مادیت و ورطه‌ی حاکمیت طاغوت و استکبار جهانی بر حذر داشته‌اند. پس احتمال می‌رود، منظور از دجال با آن شرایط و اوصافی که در این روایات برای او شمرده شده، همان استکبار جهانی باشد. در اوصاف دجال گفته شده «کوهی از طعام و شهری از آب، به همراه دارد». این کنایه از امکانات عظیم و گسترده‌ای است که استکبار در اختیار دارد.

برای آگاهی بیشتر به کتاب چشم به راه مهدی، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات قم، جمعی از نویسندگان ص289 و دادگستر جهان، ابراهیم امینی، مراجعه شود.

 

منبع: www.imammahdi-s.com

 

اللهم عجل لولیک الفرج

دسته ها :
جمعه دوازدهم 4 1388
X