از سایت فرهنگی اعتقادی«فطرت» 

اسرار غیبت امام زمان علیه السّلام‏
 
از ویژگیهاى امام دوازدهم (عج) که در روایات اهل بیت علیهم السّلام مورد تأکید قرار گرفته غیبت آن حضرت است ، اما راز این غیبت چیست .نخستین معنی غیبت این است که آن حضرت در درون جوامع بشرى زندگى نمى کند و در دسترس مردم نیست  تا مانند دیگر انسانهاى عادى هر کس خواست او را ببیند و آشنا و بیگانه و دوست و دشمن او را ملاقات کنند .دومین معناى غیبت این است که حضرت مهدى در میان همین جامعه و همین انسانهاست اما به قدرت خدا هرگاه اراده کند از برابر دیدگان آنان غایب مى شود و دیدگان مردم  او را نمى بینند ، همانگونه که موجودات دیگرى چون فرشتگان و ارواح  را  با اینکه به نص قرآن شریف همه در میان ما هستند و در این جهان موجودند، دیده نمی شوند.سومین معناى غیبت این است که آن حضرت در میان مردم و جامعه زندگى مى کنند و حتى بنا بر روایاتى افراد جامعه آن حضرت را رؤیت مى کنند در حالیکه وى را نمى شناسند.آنچه بدیهى ست و بنا بر احادیث ضرورى است اینکه معناى نخست بطور کلى و عمومى قابل پذیرش نیست. چه آنکه او ولى خدا و هادى و راهنماى حق خواهان است در نتیجه مى بایست به هنگام بروز ضرورتها و مصلحتها در جامعه مؤثر باشد، زیرا او براى انسان و هدایت او مأموریت یافته است. لذا آنچه از احادیث ائمه استفاده مى شود، آمیزه اى از معناى دوم و سوم است. هم هست ( براى مشتاقان سالک) و هم نیست، ( در نظر ظالمان و بد خواهان)
خداوند در قرآن مى فرماید "وجعلنا من بین أیدیهم سدا ومن خلفهم سدا فأغشیناهم فهم لا یبصرون" ، وما در برابر آنان دیوارى کشیدیم و در پشت سرشان (نیز) دیوارى و بر دیدگانشان نیز پرده اى افکندیم تا نتوانند بنگرند و ببینند.(اى پیامبر!) هنگامى که تو قرآن تلاوت نمایى، ما میان تو و آنانى که به قیامت ایمان ندارند، پرده اى ستبر قرار مى دهیم.
 
فلسفه غیبت :
آنچه از منابع حدیثى و تاریخى بدست مى آید این است که خداوند در طول تاریخ بر سنتى استوارهمیشه اصرار داشته است و در میان هر قوم و ملتى آنرا به حرکت آورده و به گونه اى عینیت بخشیده است و آن پنهان سازى معلمان و مربیان راستین بشریت از دیده ها بوده است. از این قانون ژرف امت اسلام نیز استثنا نبوده و به غیبت آخرین امام خود گرفتار آمده است.
 
حفظ جان امام علیه السّلام :
هرگاه گروهى از شیعیان اطراف یکى از امامان معصوم گرد آمده، از خرمن علمش خوشه اى چیده اند، بر ستمگران زمان سخت آمده، آتش حسد و کینه آنها شعله ور شده، با تمام نیرو براى خاموش کردن آن مشعل هدایت همت گماشته اند.هنگامى که به روایات پیامبر و اهل بیت در مورد امام عصر مى نگریم ، به این نکته تصریح شده است که حکمت غیبت طولانى آن وجود گرانمایه به فرمان خدا، صیانت از جان گرامى و حیات پر برکت او براى تحقق یافتن نویدها و بشارتهاست.چرا که ما مى دانیم دو رژیم سیاهکار عثمانى و عباسى و دیگر حکمرانان خودکامه اى که طى قرون و اعصار در کشورهاى اسلامى بویژه خاورمیانه حکومت مى کردند، همواره تمامى تلاش و کوشش ارتجاعى خود را در راه از میان برداشتن آن مصلح بزرگ جهانى بکار گرفتند، بویژه پس از دریافت این حقیقت که او طبق آیات و روایات همان اصلاحگر پر شکوهى است که پایه هاى قدرت ظالمانه آنان را به لرزه در خواهد آورد و کاخ بیداد ایشان را منهدم مى سازد و آنان را از تسلط ظالمانه بر سرنوشت بندگان خدا و سرزمین آنان باز خواهد داشت.هجوم و پیگیرى در پیدا کردن مهدى ایجاب مى کرد تا براى نگهدارى جان باقیمانده سلسله امامت ، سلاله نبوت، و مصلح بزرگ بشریت اقدامى بس جدى به عمل آید. در امر غیبت امام دوازدهم و علل آن مسائل بسیارى وجود دارد. یکى از علتهاى ظاهرى و ملموس آن همین چگونگى و پیشامد بود، که از سوى دشمنان طراحى شد، و امر عظیم «غیبت» را در پى داشت. در احوالى که یاد شد ضمن مقارناتى زمینه ناپدیدى امام از نظرها فراهم آمد و دوازدهمین هادى، به فرمان الهى و به قدرت و حکمت خدائى از نظرها پنهان شد.
 
قدرشناسى :
دیگر از راز و رمزهاى پیچیده نهان زیستى امام مهدى بازشناسى ارزش و اهمیت حضور امام معصوم در عرصه هاى مختلف جامعه بشرى است. چرا که قدر عافیت کسى داند که به مصیبتى گرفتار آید، از این روست که بازگشت این نعمت  به هنگام ظهور به خورشیدى که از کرانه غروب خود سر بر آورد، تشبیه شده است .و این بدان معناست که ناپدید شدن این خورشید هدایت نشأت گرفته از امور اجتماعى بسیارى است که یکى از مهمترین آنها بى توجهى و قدرنشناسى از مقام ولایت، امام معصوم زمان وکناره گیرى از دریاى بى کران دانش ، حکمت و معارف او و روى آورى به مظاهر پوچى و تباهى است و بدین علت است که چنین گوهرى از کفها ربوده شده و تا هنگام خواهش صادقانه انسانها باز نمی گردد.
 
آزمایش مردم :
امتحان و آزمایش یکى از حکمتهاى غیبت ولى زمان است که خود از سنتهاى الهی است. خداوند، بندگان خویش را با آزمایشهاى مختلفی به بوته امتحان مى سپارد، از این رو کسانى که به خدا و پیام آورش و هر آنچه آن حضرت در مورد حضرت مهدى  آورده است، ایمان بیاورند، دیگر طولانی شدن غیبت آن گرانمایه،  از ثبات قدم و ایمان عمیق و تزلزل ناپذیر آنان نمى کاهد .
 
تغییرات فرهنگى و روانى در دوران غیبت :  
از جمله اسرار غیبت امام آن است که در دوران غیبت ملل جهان به تدریج براى ظهور آن مصلح حقیقى و سامان دهنده وضع بشر آمادگى علمى و اخلاقى و عملى پیدا کنند، زیرا ظهور آن حضرت مانند ظهور پیامبران و دیگر حجتهاى خداوند نیست که بر پایه اسباب و علل عادى باشد، چرا که روش آن بزرگوار در رهبرى جهان مبنى بر حقایق ، حکم به واقعیات ، ترک تقیه و شدت در امر به معروف و نهى از منکر، مؤاخذه سخت از کارگزاران و صاحب منصبان ، رسیدگى به کارهاى آنها است، که انجام این امور نیاز به تکامل علوم ، معارف، رشد فکرى و اخلاقى بشر دارد، بطورىکه زمینه عالمگیر شدن تعالیم اسلام و جهانى شدن حکومت قرآن فراهم باشد.
 
بازشناسى مؤمن از کافر :
یکى دیگر از رازهاى غیبت امتحان مردم در مصائب و مشکلات زندگى است تا ظرفیت و یا تحمل هر کس بر خود آشکار شود که تا چه حد در راه دین ، مذهب، آئین و کیش خود استقامت و پافشارى مى توانند کرد تا بدین امتحان خوب و بد ممتاز شوند، با امتحان باید خوب از بد، کافر از مؤمن و منافق از مسلم و فاسق از عادل و زشت از زیبا جدا، ایمان مؤمنین محکم شود و شک و شبهه ای باقى نماند و حجت الهى بر خلق تمام شود.
 



 


منبع : خبرگزاری مهر

 

اللهم عجل لولیک الفرج

دسته ها :
سه شنبه شانزدهم 4 1388

از سایت خبری تحلیلی سلام شیعه 

عکس: شکاف کعبه، محل ورود فاطمه بنت اسد(س) به کعبه

رکن حجرالاسود، رکن عراقی، رکن شامی و رکن یمانی و آن دیوار پشت کعبه (دیوار مخالف دیوار ملتزم) به آن می‌گویند مستجار؛ همین گوشه است که دیوار کعبه شکافته شد و "ادخلی یا فاطمه" به بنت اسد رسید... فاطمه! تو حامل بزرگمردی هستی که تمام افلاکیان او را می شناسند، تمام این ملایک با او آشنایند. نور او و نور محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) یکی است. او شایسته ی خلیفه اللهی من است. و، فاطمه وارد شد...


 

در این تصاویر که در سالهای مختلف گرفته شده است، کاملا واضح است که سنگهای این قسمت خاص در سنوات مختلف به اشکال گوناگون به دست وهابیون افراطی تعمیر گردیده است... حتی میخهای آهنی بکار رفته تا از ترکهای مجدد جلوگیری شود!

 


در این تصاویر ببینید که چگونه می خواهند تا معجزه الهی تولد و عظمت علی علیه السلام را بپوشانند...

 

























منبع: سایت سیزده رجب
 اللهم عجل لولیک الفرج
دسته ها :
سه شنبه شانزدهم 4 1388

از سایت خبری تحلیلی سلام شیعه

منجی در آیین زردشت

   
 
اندیشه ی رسیدن به پیروزی نهایی و وصول به جهانی که در آن مرادهای آدمی برآورده شود و بر همه ی خواسته هایش پیروز گردد نزد زردشتیان و تعلیمات دینی آن ها به وفور دیده می شود . پیروان « هرمزد» با اعتقاد به نیروی لایزال او ، پیوسته در تلاش و جست و جوی نجات بخشی هستند که آرزوی آنان را برآورد و پرهیزکاران را به نعمت جاودانی و کافران را به رنجی جانکاه و مداوم دچار سازد . اینک به گزیده ای از تعلیمات زردشتیان در این باره اشاره می کنیم .



منجی در آیین زردشت

اشاره به اصل نجات بخشی

در یکی از کتاب های مقدس آن ها می خوانیم : « زندگان و آن هایی که بوده اند و خواهند بود نجاتی خواهند جست که از سوی او می آید ، آن که امید می دهد که روان پرهیزکاران در بی مرگی نیرومند بود و آن دروندان در رنج جاودان . این ها را مزدا اهورا به شهریاری ( =نیروی) (خویش ) آفرید » . (1)

باز می خوانیم : کسی که در این راه با دیوان و مردمان که به نوبه ی خود با او (= زردشت ) مخالفت می کنند، ستیزه کرده است . یعنی از آن مردمی است که به او ( = زردشت ) وفا دارند . چنین کسی یا دینش (=وجدانش ) تو را دوست ، برادر یا پدر است . اهورا مزدا سرور خانه ی ما را نجات خواهد داد » . (2)

و نیز در یکی ازکتاب های دیگر آنان آمده است : « ... از این جهت سوشیانس (نامیده خواهد شد) زیرا که سراسر جهان مادی را سود خواهد داد » . (3)

و نیز در جای دیگر می خوانیم : « ای مزدا ! چه هنگام گاوهای آسمان برای برقراری جهان راستی طلوع خواهند کرد؟ هدف های سوشیانس ها با آموزش های کامل تو هماهنگ است . به سوی که برای یاری دادن اندیشه ی نیک باید رفت ؟ به سوی من » . (4)

درکتاب « زند» بعد از ذکر مقابله و مبارزه ی همیشگی ایزدان و اهریمنان آمده است : « در آن هنگام فتح ، و پیروزی و نصرت ایزدان و منقرض شدن نسل اهریمنان ، عالم به سعادت اصلی خود می رسد ، و فرزندان آدم بر صندلی سعادت و برکت خواهند نشست » . (5)

از برخی عبارات « جاماسب » در کتاب « جاماسب نامه » به نقل از زردشت استفاده می شود که او اشاره به خروج حضرت مهدی علیه السلام در آخرالزمان کرده است . او از « زردشت » چنین نقل می کند : « خروج می کند مردی از سرزمین تازیان از ذریه ی هاشم ، مردی با سری بزرگ ، جسمی عظیم ، ساقی بلند ، بر دین جدش ، همراه با لشکری بسیار به ایران روی می آورد و زمین را آباد می کند و نیز آن را پر از عدل و داد خواهد کرد » . (6)

در همان کتاب بعد از بشارت به نبوت رسول اکرم صلی الله علیه و اله آمده است: « و از ذریه ی دختر آن پیامبر که به خورشید عالم و شاه زمان ( شاه زنان ) معروف است ، مردی به حکم یزدان حکومت می کند که او آخرین خلیفه ی آن پیامبر است. حکومت او در وسط عالم یعنی مکه است . و دولت او تا روز قیامت متصل خواهد شد ... در آن هنگام تعداد بسیاری از افراد خوش نفس و انبیاء رجعت خواهند کرد...» . (7)

جهان مطلوب

از خلال اشارات مبهم و کنایه آمیز « اوستا» می توان دریافت که آنان پیوسته برای رسیدن به جهانی مطلوب در کوشش اند و منتظر رسیدن روزی که در آن، همه ی آرزوهای مشروع برآورده شود و از دشمنی ها و نادرستی ها و فریب ها و نیرنگ ها اثری نباشد. « زردشت » خود برای رسیدن به چنین خواستی می کوشد و از « هرمزد » یاری می طلبد و از او برای نابودی بدان و ناراستان کمک می خواهد .

« سوشیانس ها » که پیروان راستین و بر حق اویند نیز چنین هدفی را دارند و می خواهند دنیایی بسازند که فساد و تباهی در آن نباشد .

در یکی از کتاب های مقدس آنان می خوانیم : « یاران استوت ارت پیروزمند فراز آیند ... خشم خونین سلاح دژفره از پیششان بگریزد ، اشه ( = راستی ) ، دروغ بد دژچهر ( = بدذات ) در خود تاریکی را چیره خواهد شد . خرداد و مراد گرسنگی و تشنگی زشت را چیره شود . اهریمن ناتوان و بدکار بگریزد » . (8) و نیز می خوانیم : « پس باشد که از آنانی باشیم که جهان را نورانی کنیم ای مزدا ! و شما ای اهوره های دیگر که حمایت و راستی را بیاوریم ، وقتی که اندیشه ها آنجا یکی شوند. » (9)

و نیز در جاماسبنامه آمده است : « همانا ( سوشیانس ) - منجی بزرگ - دینش را در تمام سطح عالم ترویج خواهد کرد ، و فقر و تنگدستی را از بین مردم زائل خواهد نمود. و مردم را بر یک عقیده و قول و عمل متفق خواهد کرد » .(10)

اشاره به موعود

در کتاب های مقدس زردشتیان به موعود جهانی اشاره شده است ، آنجا که می گوید: « در این سه هزاره هوشیدر و هوشیدرماه و سوشیانس که جدا جدا در سر هر هزاره از ایشان یکی آید و همه ی کارهای جهان را بازآراید و پیمان شکنان و بت پرستان را در کشور بزند ( = بشکند ) » .(11)

و نیز می خوانیم : « پس هزاره ی پنجم هوشیدران بن بود ( = آغاز شد ) . هوشیدر زردشتیان نمودار ( دین ) و پیامبر راست از ( سوی ) هرمزد آید چنان که زردشت ( دین ) آورد او نیز دین آورد و رواج دهد » . ( 12)

و نیز می خوانیم : « به پایان هزاره ( هوشیدر ) هوشیدر ماه به سی سالگی به همپرسگی هرمزد رسد. خورشید از آن روز بیست شبانه روز به بالست ( آسمان

) ایستد . هنگامی که آن مرد سی ساله شود همپرسی کند با امشاسپندان ( که ) فرمانروایان خوب ( و) آفریدگان نیک ( هستند ) مزدا در روز روشن آشکار شود که جهان بی مست و بی کوی و بی کرپ است ، یعنی به چیز ایزدان کوروکر نیستند ... و پر جان داده شده است یعنی که باران بوده است...» . (13)

و نیز می خوانیم : « بدان هزاره ( =هزاره ی هوشیدر ماه ) ، هوشیدر ماه زردشت به پیامبری از (سوی) هرمزد آید ، چنانکه زردشت دین آورد و اندر جهان روا کرد » . (14)

و نیز می خوانیم : « و آن گاه سی زمستان از آن دهمین سده سپری نشده ، کنیز ( ی) به آب نشیند که ( نامش ) « گواگ پد » است که مادر آن گواگ سوشیانش است که ( او) نمودار بردن پتیاره اهریمن است واز دوده ی ایست و استر است ... آن گاه اندر آن آب نشیندکه پانزده ساله است ... (آن کنیز) نه پیش از آن با مردان خوابید و نه پس از آن گاه که آبستن شد تا زمانی که آن (سوشیانس) بزاد » . (15)

و نیز می خوانیم: «سوشیانس، آخرین آفریده ی هرمزدی در زمین است. آخرین کسی که به زمین می آید سوشیانس است که جهان را پاک کند».(16)

در آیین زردشت سه موعود ذکر شده که بر هر یک از آن ها اسم « سوشیانت » اطلاق شده است . هر سه نفر گر چه به عنوان موعود مطرح شده اند ولی آن چیزی که از اهمیت بیشتری برخوردار است موعود سوم است که به او لقب « سوشیانت پیروز » داده اند . آنان می گویند : « سوشیانت مزدکی به مثابه ی کریشنای براهمه و بودای پنجم بودایی ها و مسیح یهودی ها وفارقلیط عیسویان و به منزله ی مهدی نزد مسلمانان است » .

زمینه سازان

ظهور هوشیدر همزمان با آغاز هزاره ی پنجم است . اندکی پیش از این قیام ، دو نجات بخش دیگر که هر یک نقش ویژه و رسالتی خاص بر عهده دارند ، قیام می کنند. از متون موجود استنباط می شود که این دو تن زمینه را برای آمدن « هوشیدر » آماده می کنند و نابسامانی ها و آشوب هایی که آرامش مزدیسنان را بر هم زده است فرو می نشانند . بررسی موعود در دین زردشتی بدون گفت و گو پیرامون این دو نفر کامل نخواهد بود.

الف - بهرام ورجاوند

درباره ی او و تولد و رشد و قیامش اشارات نسبتا کافی در متون زردشتی آمده است . خروج او مژده ی پایان شب سیاه دین و طلوع سپیده ی امید گروندگان راستکار و درست پیمانی است که سال ها سرزنش بی دینان را تحمل کردند ... او خواهد آمد تا دین زردشت را سامان دهد و آز و نیاز و خشم و کین و کفر را ریشه کن کند و اهریمن و دیوان بدنژاد را سست و زبون گرداند . با آمدن او بار دیگر زندگی بر چهره ی نیکان لبخند خواهد زد.

در یکی از کتاب های مقدس زردشتیان می خوانیم : « ... آن هنگام از سوی کابلستان یکی آید که فره بدوست ( و) از همان دوره ی بغان ( منظور از بغان ، کیانیان است ) و ( او را ) کی بهرام خوانند و همه ی مردم با او باز شوند ( = به او بگروند) و نیز به هندوستان و روم و ترکستان و همه سوی پادشاهی کند و همه وارونه گروشان ( = بد اعتقادان ) را بردارند ( = نابود کنند ) (و) دین زردشت را سامان دهد...» . (17)

ب - پشیوتن / پشوتن

پشیوتن یا چهرومیان فرزند گشتاسب نجات بخش دیگری است که برای ترویج و استحکام دین مزدیسنی از کنگدر ظهور می کند.

در یکی از کتاب های آنان آمده است : « در همان زمان ( = در زمان هوشیدر ) پشیوتن گشتاسپان از سوی کنگدژ آید با یکصد و پنجاه مرد پرهیزکار ، آن بتکده که رازگاه ایشان ( = دیوان ) بود بکند ( = خراب کند ) و به جای آن آتش بهرام نشاند. دین را ( به ) همه درست بگوید و سامان دهد. پس هزاره ی پنجم ، هزاره ی هوشیدر آغاز شود » . (18)

قیام پشیوتن ، آخرین قیام نیمکردانه ای است که اندکی پیش از هزاره ی هوشیدر رخ می دهد و هدف او بازسازی دین و برپا داشتن آیین های دینی و گسترش آموزش های آن است .

در جاماسبنامه می خوانیم : « ... تا بعد از آن خدای تعالی رحمت کند و زمان دهد تا پشیوتن از کنگدژ بیاید به یاری ایرانشهر و بدی و گمراهی از جهان برخیزد و دین راستی روا شود و در مدت کم و بیش یک سال او شیدر بامی بیاید و دین روا بکند » . (19)

جهان در پایان هر یک از هزاره ها

نزد زردشتیان ، جهانی در پایان هر یک از هزاره ها ، جهانی است آکنده از همه ی تباهی ها و پریشانی ها ، جهانی خرابی که در آن ، همه کس و همه چیز راه نابود را می پیماید ...

الف - در زمینه های فردی و اجتماعی

در زراتشت نامه می خوانیم :

ز مردم در آن روزگاران بد

ز صد یک نبینی که دارد خرد

نبینی در آن قوم رأی و مراد

نباشد به گفتارشان اعتماد (20)

 

و نیز آمده است : « و چشم آز ایشان از خواسته پر نشود و خواسته جهان گرد کنند و زیرزمین نهان کنند» . (21)

ب- در زمینه های تاریخی و اسطوره ای

وقایع تاریخی در پایان هزاره ها نیز مانند دیگر جنبه ها ، روی هم رفته جامه ی فاسدی را نشان می دهد که روزنه های امید در آن از همه سو بسته است و افق زندگی تیره و تار همه ی کوشش ها و تلاش ها بی نتیجه به نظر می رسد. اشاره ی متون گاه آشکارا به وقایع مشخص تاریخی است همچون تسلط ترک و روم و عرب .

در زراتشت نامه می خوانیم :

همیدون بیایند قوم عرب

برانگیخته شر و شور و شغب

تلی کشته گردد زهر دو گروه

زکشته به هر مرز بر ، کوه کوه (22)

و نیز می خوانیم : « چون هزاره ی تو به سر رسد ( = به پایان رسد ) ای سپیتمان زردشت ! همه ی سرزمین های ایران به سم اسب ایشان کنده شود ، و درفش ایشان به پدشخوارگر رسد » . (23)

ج - واژگونی اصول

در جامعه ی مورد بحث ، نه تنها شیرازه ی امور فردی و اجتماعی گسیخته است، بلکه پدیده های مختلف نیز واژگونه شده و جریان طبیعی خود را از دست می دهد.

در زند بهمن یسن می خوانیم : « و ابر کامکار و باد پرهیزکار به هنگام و زمان خویش باران کردن نشاید » . ( 24)

و نیز آمده است :

برآید بسی ابر بر آسمان

که باران نبارد به هنگام آن ( 25)

و نیز می خوانیم : « و هوا آشفته ( شود ) و سرد باد و گرم باد وزد » . ( 26)

و نیز می خوانیم : « .. و تخم میوه ندهد ، و میوه ی دانه به ده ( دانه ) هشت ( دانه ) بکاهد و دو بیفزاید و آن که بیفزاید سفید نباشد. و گیاهان و دارو درخت بکاهد چون یکی بستاند نود بکاهد و ده بیفزاید و آن را که بیفزاید شادابی و مزه نباشد » . (27)

موازین اخلاقی نیز وارونه شده است . در جاماسب نامه می خوانیم : « پس مردمانی که در آن هنگام ( پایان هزاره ) باشند همه به مهر دروجی ( = پیمان شکنی ) ایستند» . (28)

د- وضع خانواده ها

خانواده و نظام ها و ضوابط حاکم بر آن نیز دگرگون است و هماهنگی لازم را ندارد. در زند بهمن یسن می خوانیم : « مهر پدر از ( دل ) پسر ( و ) برادرر از ( دل ) برادر برود » . (29)

و نیز آمده است : « و زن و شوی خویش را به مرگ ارزان ( اعدام ) بدهد » . (30)

و نیز می خوانیم : « و پسر و پدر و مادر رازند و ایشان را اندر زندگی از کد خدایی جدا کند » . (31)

ه - آفات

مهمترین و اساسی ترین وقایعی که رخ می دهد وقایع آسمانی و زمینی گوناگونی است که زندگی آدمیان و همه ی موجودات زمینی را دست خوش دگرگونی و نابودی می سازد . در جاماسب نامه آمده است : و « زمین لرزه بسیار بود و بسیار ویرانی بکند » . (32)

و نیز آمده است : و « و باران بی هنگام بارد و آنچه بارد بی سود و بد باشد » . (33)

و نیز می خوانیم : « و باران به هنگام خویش نیاید و آنچه ( بارد ) خرفستر و حشرات آورد » . (34)

و- تحریف و تغییر در دین

اساسی ترین تغییرات و دردآورترین آن ها ناهماهنگی و هرج و مرجی است که در امور دینی ، روحانیان و تشکیلات دین حاصل می شود ، آن گاه که از مذهب تنها نامی باقی ماند و معنویت و صفایی که باید بر آن حکمفرما باشد ، از میان برود .

در زند بهمن یسن آمده است : « آنان که به هیربدی و هاوشتی نامورند به یکدیگر خواهند و آهو ( = عیب ) ( یکدیگر ) گویند ، و عیب بنگرند . ایشان را اهریمن و دیوان دشمنی بیشتر برده اند و از گناه که مردمان کنند از پنج گناه سه گناه هیربدان ( و) هاوشتان کنند ... ویزشی ( = عبادت ) که پذیرند نکنند و بیم از دوزخ ندارند » . (35)


 

پی نوشت ها :

1- یسن /45 ، ب 7 .

2- یسن /45 ، ب 11.

3-بخشی از بند 139 ، فروردین یشت .

4-یسن ، 46 ، ب 3 .

5-بشارت العهدین ، ص 237 -238 ، به نقل از او .

6-بشارت العدین ، ص 242 -243 ، به نقل از او .

7-همان ، ص 273 .

8- بخشی از بندهای 95 و 96 زامیادیشت .

9- باب 9 ، یسن 30 .

10-جاماسبنامه ، ص 121 -122 .

11-مینوی خرد، پرسش 1 ، باب 95 .

12-بندهش ، ص 187 .

13-دینکرد سنجانا ، ج 70 ، ف 8 ، باب 23 .

14-بندهش ، ص 188 .

15-دینکرد سنجانا ، ج 2 ، ف 9 ، ب 15-19 .

16-پتیت ایرانی ، باب 22 .

17-بندهش ، ص 181 .

18-بندهش ، ص 187 .

19-جاماسب نامه ی فارسی ، ص 89-88 .

20-زراتشت نامه ، 88 و 91 ، بیت 1400 و 1352 .

21-زند بهمن یسن ، ف 4 ، بند 62 .

22-زراتشت نامه ، ص 95 ، بیت 59 -1458 .

23-زند بهمن یسن ، ف 5 ، ب 8 .

24-همان ، ف 4 ، ب 42 .

25-زراتشت نامه ، ص 90 ، بیت 1383 .

26-جاماسب نامه ، ف 1 ، ب 5 .

27-زند بهمن یسن ، ف 4 ، ب 18 .

28- جاماسب نامه ، ف 1 ، ب 1 .

29-زند بهمن یسن ، ف 4 ، ب 15 .

30-جاماسب نامه ، ف 1 ، ب 4 .

31-زند بهمن یسن ، ف 4 ، ب 15 .

32-جاماسب نامه ، ف 1 ، ب 5.

33-همان.

34-جاماسب نامه ی فارسی ، ص 85 .

35-زند بهمن یسن ، ف 4 ، ب 39-41 .

منبع: کتاب منجی از دیدگاه ادیان

 

 

اللهم عجل لولیک الفرج

دسته ها :
سه شنبه شانزدهم 4 1388

از سایت خبری تحلیلی سلام شیعه

فتنه‌های آخرالزمان

چاپ ایمیل
 

حضرت علی(علیه السلام)، ضمن چند روایت گونه‌های متعددی از فتنه‌های آخرالزمانی را بیان نموده اند و همان‌طور که خواهیم دید، چهارمین یا پنجمین آنان را بدترین آنها خوانده‌اند: چهار فتنه رخ خواهد داد؛ در اولی خون‌ریزی مباح می‌شود؛ در دومی خون‌ریزی و غارت اموال؛ در سومی خون‌ریزی، غارت اموال و تجاوز به نوامیس؛ چهارمی که حتی اگر در سوراخ روباه پنهان شده باشی دچار آن فتنه خواهی شد.

 



فتنه‌های آخرالزمان

نویسنده: محمود مطهری‌نیا


 

حضرت علی(علیه السلام) از آغازین ایام حیات، در محضر رسول خدا((صلی الله علیه وآله وسلم)) بود و از دریای علم ایشان خوشه برمی‌چید. به تصریح آن امام همام، نبی خاتم((صلی الله علیه وآله وسلم)در لحظات آخرین زندگی پرخیر خویش، هزار دروازة علم را برای ایشان گشودند که از هریک از آنها هزار در دیگر گشوده شد.1 بنابر شرایطی که حضرت علی(ع) در آن می‌زیستند بیش از دیگر اهل بیت(ع) به تصویر و ترسیم آینده، گاه نزدیک و گاه دور پرداختند. از مشهورترین پیش‌گویی‌های ایشان که به سرعت، راستی آن بر مخاطبان عیان شد، ماجرای جنگ نهروان با خوارج بود که فرمودند: «از شما کمتر از ده تن کشته خواهد شد و از ایشان کمتر از ده تن زنده خواهند ماند».2 این عبارت پیش از آغاز نبرد بیان شد و اندکی پس از خاتمة نبرد، شمارش شهدای سپاه و فراریان خوارج، حاضران را متحیر نمود. گاه نیز در روایات علوی صحبت از آیندة نه چندان دور است؛ برای نمونه از این دست می‌توان به پیش‌گویی امیرمؤمنان(ع) دربارة حملة مغول به سرزمین‌های اسلامی یاد کرد3 که با استناد به همین روایت و با درایت و حزم خواجه نصیرالدین طوسی، جامعة شیعیان کمترین آسیب را در این فتنه متحمل شد.

یکی از پیش‌گویی‌هایی که در لابه‌لای بیانات امیرمؤمنان، امام علی(ع) مطالب ارزنده و قابل توجهی دربارة آن می‌توان یافت، مسئلة فتنه‌های آخرالزمانی است. دربارة موضوع فتنه‌های آخرالزمان، روایات متعددی از معصومان(ع) نقل شده که در اینجا تنها به مرور روایات علوی اکتفا می‌کنیم و انشاءالله در فرصتی دیگر، باید به تفصیل دربارة آن سخن گفته شود.

 

معنای فتنه

فتنه را در لغت، به امتحان و آزمودن معنا کرده‌اند5. این واژه معمولاً دربارة آن دسته از امتحاناتی به کار برده می‌شود که با تلخی و سختی همراه است6.

در قرآن کریم، این واژه علاوه بر این معنا،7 برای بستن راه و بازگرداندن از مسیر حق،8 شرک و کفر،9 افتادن در معاصی و نفاق،10 اشتباه گرفتن و تشخیص ندادن حق از باطل،11 گمراهی،12 کشتار و اسارت،13 تفرقه و اختلاف میان مردم14 و... به کار رفته است.

 

گونه‌شناسی فتنه‌های آخرالزمان

حضرت علی(ع)، ضمن چند روایت گونه‌های متعددی از فتنه‌های آخرالزمانی را بیان نموده اند و همان‌طور که خواهیم دید، چهارمین یا پنجمین آنان را بدترین آنها خوانده‌اند:

ـ چهار فتنه رخ خواهد داد؛ در اولی خون‌ریزی مباح می‌شود؛ در دومی خون‌ریزی و غارت اموال؛ در سومی خون‌ریزی، غارت اموال و تجاوز به نوامیس؛ چهارمی که حتی اگر در سوراخ روباه پنهان شده باشی دچار آن فتنه خواهی شد.15

ـ خداوند در این امت، پنج فتنه قرار داده است: ابتدا فتنة عمومی، سپس فتنة خواص، پس از آن فتنة سیاه تاریک که مردم در آن بسان چارپایان می‌شوند، سپس هدنه(صلح میان مسلمانان و کفار در پی جنگ و کشتار) و درنهایت دعوت کنندگان ضلالت و گمراهی می‌آیند. در آن روز اگر برای خداوند جانشینی ماند درخدمتش باش.16 و در جایی دیگر حضرتش حیوان‌سانی مردم را ناشی از فتنة کور، پیچیده و گنگ پنجم خوانده‌اند.17

ـ همانا از دو خصلت بر شما هراسانم؛ پیروی از هوای نفس و آرزوی طولانی. اما پیروی از هوای نفس، از حق باز می‌دارد و آرزوی دراز، آخرت را در طاق نسیان می‌نهد. همانا دنیا، پشت‌کنان می‌رود و آخرت، کوچ کرده و به سوی ما می‌آید، و هر کدام را فرزندانی است. پس شما از فرزندان آخرت باشید و از فرزندان دنیا نباشید؛ چه، امروز کار هست و محاسبه نیست و فردا محاسبه هست و کار نیست. همانا فتنه‌ها و آشوب‌ها از هواپرستی آغاز می‌شود. در آنها، [به وسیلة] فرمان‌های خود پرداخته با خدا مخالفت می‌شود و مردانی در عهده‌دار شدن آنها، به جای مردانی دیگر می‌نشینند.

اگر حقّ خالص در میان بود، اختلاف به چشم نمی‌خورد، و اگر باطل محض در میان بود، بر هیچ خردمندی پوشیده نمی‌ماند، لیکن مشتی از حق و مشتی از باطل گرفته شده و با هم آمیخته گردیده است. اینجاست که شیطان بر دوستداران خود چیره می‌گردد، و کسانی رهایی می‌یابند که از طرف خداوند عاقبت نیکی برای آنها رقم خورده باشد.

همانا من از رسول خدا(ص) شنیدم که می‌فرمود: چگونه خواهید بود زمانی که‌ فتنه‌ای شما را در برگیرد که در آن کودکان بیش از آن به نظر رسند که هستند [سن و سالشان بیشتر به نظر می‌رسد]، و جوانان به پیری رسند. مردم به کژراهه می‌روند و آن (انحراف) را مانند سنّت خویش می‌گزینند و هرگاه بخشی از آن به روش درست تبدیل گردد، گفته می‌شود سنّت دگرگون شده است. این در نظر مردم کاری زشت آید و در پی آن، بلایا شدّت یابند و نسل به اسارت برده شود. سپس فتنه و آشوب آنان را بکوبد، چنان‌که آتش، هیزم را می‌کوبد و آسیاب طعمة خود را. آنها دین می‌آموزند اما نه برای خدا، و دانش می‌جویند امّا نه برای عمل؛ و به وسیلة کار آخرت، دنیا را می‌طلبند.18

 

مصادیق فتنه‌ها

تعداد و گونه‌های فتنه‌های آخرالزمان آن چنان زیاد است که به طور عادی اولین تصوری که برای هر شنونده ای از شنیدن این واژه به وجود می‌آید، همین موضوع است. همان‌طور که دیدیم در میان این سیل فتنه‌ها چهار یا پنج مورد بیش از دیگر موارد، انسان‌ها را مبتلا می‌سازد. در بعضی از روایات علوی(ع) می‌توان مصادیق و تسهیل کننده‌هایی را برای وقوع در فتنه یافت:

حضرت امیر(ع) از رسول خدا(ص) نقل کرده که فرمودند:

برای امتم بیش از هر چیز از گمراهی پس از معرفت، فتنه‌های گمراه کننده و شهوت، شکم و فرج بیمناکم.19

از همه مهم‌تر اینکه فتنة فراگیری در میان تمام مسلمانان رخ می‌دهد که تا زمان ظهور ادامه می‌یابد:

از پیامبر اکرم(ص) شنیدم که فرمود: جبرئیل به نزدم آمد و گفت: یا محمد، به زودی در امّتت فتنه به‌پا خواهد شد. پرسیدم: چگونه از آن می‌توان خارج شد؟ گفت: در کتاب خدا، خبر پیشینیان و آنها که پس از شما می‌آیند و حکم (آنچه) مابین شما (رخ می‌دهد) آمده است. [آن] فاصل میان حق و باطل است و هزل نیست. هر ستم‌کاری که بدان عمل نکند خداوند او را درهم می‌شکند و هر کس جز در آن به دنبال هدایت باشد خداوند گمراهش خواهد ساخت. ریسمان محکم الهی، ذکر حکیم و صراط مستقیم است.20

قسم به آنکه جان علی در دست اوست این امت به هفتادوسه فرقه تقسیم می‌شوند که همة آنها در آتشند به جز این فرقه: «و ممّن خلقنا أمّةٌ یهدون بالحقّ و به یعدلون؛ و از میان کسانی که آفریده‌ایم، گروهی هستند کعبه حقّ هدایت می‌کنند و به حق داوری می‌نمایند».21 اینهایند که نجات می‌یابند.22

در دیگر روایات، حضرت امیر(ع)، دستة نجات‌یابنده را خود، شیعیانشان23 و تمام پیروانشان24 معرفی نموده‌اند:

رسول خدا(ص) به من فرمود: «شبی که مرا به آسمان‌ها بردند، قصرهایی دیدم که از یاقوت سرخ، زبرجد سبز، درّ و مرجان و طلای خالص بود، کاه‌گل آنها از مشک خوشبو، خاکش از زعفران، و دارای میوه، نخل خرما و انار، حوریه، زن‌های زیبا و نهرهای شیر و عسل که بر روی درّ و جواهر می‌گذشت ـ در کنار آن دو نهر، خیمه‌ها و غرفه‌هایی بنا شده، بودند و در آنها خدمتکارها و پسرانی بودند، و فرش‌هایش از استبرق، سندس و حریر بود و طناب‌هایی در آنها بود. گفتم: ای حبیب من جبرئیل، این قصرها از آن کیست، و قصة آنها چیست؟ جبرئیل گفت: این قصرها و آنچه در آن است و چندین برابر آن مخصوص شیعیان برادرت و جانشین تو پس از تو بر امّت، علی است. ایشان را در آخر الزمان به نامی که دیگران را آزار دهد، بخوانند. آنها را رافضه (واگذارندگان) خوانند، در صورتی که این نام برای آنان زینت است، زیرا ایشان باطل را واگذارده و به حق چنگ زده‌اند، و سواد اعظم اینانند. اینها مخصوص شیعیان فرزندت حسن، پس از او، برای شیعیان برادرش حسین، پس از او، برای شیعیان فرزندش علی بن الحسین، بعد از او، برای شیعیان فرزندش محمد بن علی، پس از او، مخصوص شیعیان فرزندش جعفر بن محمد، پس از او، برای شیعیان فرزندش موسی بن جعفر، پس از او برای شیعیان فرزندش علی بن موسی، بعد از او، برای شیعیان فرزندش محمد بن علی بعد از او؛ و برای شیعیان فرزندش علی بن محمد، پس از او برای شیعیانش فرزندش حسن بن علی پس از او، و برای شیعیان فرزندش محمدِ مهدی پس از اوست. ای‌ محمد اینان امامان پس از تو، نشانه‌های هدایت و چراغ‌های روشن در تاریکی‌ها هستند. شیعیانشان ـ تمامی ـ فرزندان تو هستند، و دوستداران آنها پیروان حق و دوستان خدا و رسولند، که باطل را واگذارده و از آن دوری کرده‌اند، و آهنگ حق نموده و از آن پیروی کرده‌اند، آنها را در زمان زندگی‌شان دوست داشته و پس از مرگشان زیارت کنند. در صدد یاری آنهایند و به دوستی آنها اعتماد کنند. رحمت خدا بر ایشان باد زیرا او آمرزنده و مهربان است».25

در برخی روایات دیگر از ایشان آمده که دوازده یا سیزده فرقه از فرق اسلامی به ایشان محبت می‌ورزند و ولایتشان را قبول دارند.26

شدت این فتنه را از آنجا می‌توان دریافت که ایشان می‌فرمایند:

اگر کسی را با ده طناب در جبهه حق بسته باشند، باز او را به باطل می‌کشانند و به عکس.27

سختی این فتنه‌ها برای مؤمنان نیز از این روایت قابل درک است که ایشان از رسول خدا(ص) نقل نمودند که فرمود:

زمانی بر مردم می‌آید که دل مؤمن در نهادش آب می‌شود، همان‌طور که سُرب در آتش آب می‌شود، و سبب آن نیست مگر اینکه فتنه‌ها و بدعت‌هایی را که در دین آنها ظاهر گشته مشاهده می‌کنند و توانایی تغییر و بر طرف ساختن آنها را ندارند.28

در جای دیگر از حضرتش نقل شده که مؤمنان آخرالزمان از کنیزان پست تر شمرده خواهند شد.29

 

برکات بروز فتنه‌ها در جامعه

هرچند فتنه‌ها، سختی‌ها و تلخی‌های خاصّ خود را به دنبال می‌آورد لیکن شیرینی‌هایی در پی آن نصیب مؤمن می‌شود که شاید از هیچ راه دیگری تحصیل آنها برای مؤمن ممکن نباشد. در روایات رسول خدا(ص) و امامان اطهار(ع) می‌خوانیم:

«از فتنه‌های آخرالزمان کراهت نداشته باشید که منافقان را نابود می‌کند».30

در ضمن وصایای رسول خدا(ص) به امیرمؤمنان(ع) آمده است:

ای علی، شگفت‌آورترین مردم از نظر ایمان و بزرگ‌ترین آنان از نظر یقین مردمانی هستند که در آخرالزمان پیامبری ندیدند و امام هم از نظرشان پنهان شده، پس به همان سیاهی و سفیدی کتاب ایمان آورده‌اند.31

امام صادق(ع) فرمود: «پس از آنکه عثمان کشته و با امیر المؤمنین(ع) بیعت شد، آن حضرت بر فراز منبر تشریف برد، خطبه‌ای خواند و در آن فرمود: «هان که گرفتاری شما به گرفتاری همان روز که خداوند پیغمبرش را برانگیخت بازگشت نموده است. سوگند به آنکه او را به حق برانگیخت، حتماً باید گرفتار وسوسه شوید و غربال گردید تا آنکه زیرورو شوید و بالا و پایین گردید. حتماً باید افرادی که کوتاه آمده‌اند پیشی گیرند و آنانی که پیشی گرفته‌اند کوتاه بیایند. به خدا قسم هیچ نشانه‌ای را پنهان نکرده‌ام و هیچ دروغی نگفته‌ام و مرا از این مقام و چنین روز آگاهی بود».32

یکی از برکات صبر در آخرالزمان این است که مؤمن را در ثواب تمام نیکی‌های پیشینیانش شریک می‌سازد:

وقتی در جنگ نهروان امیر المؤمنین(ع) خوارج را به قتل رسانید، مردی به خدمت حضرت رسید. حضرت به او فرمود: «قسم به خداوندی که دانه را شکافت و آدمی را آفرید، مردمی در اینجا با ما آمده‌اند که هنوز خداوند پدران و نیاکان آنها را خلق نکرده است!»

آن مرد عرض کرد: مردمی که هنوز خلق نشده‌اند چگونه می‌توانند با ما آمده باشند؟!

فرمود: «آری، آنها مردمی هستند که در آخرالزمان می‌آیند و در این هدف که ما داریم آنها نیز شریکند و تسلیم ما، پس آنها در آن راه که ما گام برمی‌داریم شرکای حقیقی و واقعی ما هستند».33

مسلماً هر آزمونی که سخت تر باشد در عین آنکه بسیاری نمی‌توانند در آن قبول شوند آن عده ای که توفیق و پیروزی می‌یابند تعدادی اندک و جایگاهی رفیع خواهند داشت.

 

راه رهایی از فتنه‌های آخرالزمان

تمسک به قرآن و اهل بیت(ع)

راه رهایی از این فتنه‌های آخرالزمانی در بیانات امیرمؤمنان(ع) در دو قالب عمومی و فردی قابل دسته‌بندی است. راه عمومی همان تمسک به قرآن و اهل‌بیت(ع) است. راه فردی که به برخی از صحابه توصیه می‌شده ـ الزاماً شامل همگان نبوده ـ سکوت، قعود و... است.

روایت مربوط به تمسک به قرآن را پیش از این مرور کردیم.34 دربارة تمسک به اهل بیت(ع)، روایات متعددی از امیرمؤمنان(ع) نقل شده که با توجه به جامعیت روایت ذیل و دربرداشتن راه تحقق آن، از بیان دیگر موارد خودداری و به نقل همین مورد اکتفا می‌کنیم.35

امیر مؤمنان(ع) در ضمن خطبه‌ای بلند راه‌هایی را برای رهایی از فتنه‌ها و مصون ماندن از عذاب الهی که فرجام فرو افتادگان در آنهاست فراروی مؤمنان نهادند. در اینجا به مناسبت، به فرازهایی از این سخن گران‌سنگ توجه می‌کنیم:

من و رسول خدا(ص) بر لب حوض هستیم و خاندان ما با ما هستند پس هر کس ما را بخواهد باید گفتار ما را بگیرد و به کردار ما عمل کند زیرا ما خاندانی هستیم که شفاعت از آن ماست. برای دیدار ما در کنار حوض با هم رقابت کنید، چون ما دشمنان را از آن دور و دوستانمان را از آن سیراب می‌سازیم. هر کس از آن آب نوشد هرگز تشنه نشود، و حوض ما پر است و از دو آبریز بهشتی در او ریخته می‌شود؛ یکی «تسنیم» و دیگری «معین». در دو طرف این حوض، زعفران است. کسی را بر ما نمی‌گزیدند ولی اوست که از بندگانش هر که را بخواهد ویژه رحمتش کند، پس خدا را ستایش می‌کنم بدین نعمت‌ها که مخصوص شما قرار داده و بر حلال‌زادگی شما، چون یاد ما خانواده، شفای هر درد، بیماری و وسوسة شک‌آور است، و البته دوستی ما خشنودی خداست، و هر کسی که راه ما را گیرد، فردا در «حظیر القدس» و «فردوس برین» با ماست، و منتظر امر ما همچون کسی است که در راه خدا به خونش غلتد، و هر که فریاد ما را بشنود ولی ما را یاری نکند خدا به رو بر سر دو سوراخ بینی او را در دوزخ سرنگون سازد.

1. استقامت و تقیّه در برابر دشمنان: ما درِ گشایش، چون مبعوث شوند و همه راه‌ها بر مردم بسته شود، ماییم «باب حطّه» که در اسلام است هر کس در او آید نجات یابد و هر که از آن دور شود فرو افتد. خدا به ما آغاز کرد و به ما پایان داد و آنچه را بخواهد به ما می‌زداید و به ما پایدار سازد و به ما باران فرود آید، مبادا فریبنده شما را از خدا فریب دهد، اگر بدانید درماندن شما میان دشمنانتان و تحمّل اذیت‌ها چه اجری دارید چشم شما روشن شود، و اگر مرا نیابید چیزهایی بینید که آرزوی مرگ کنید از ستم و دشمنی و خودبینی و سبک‌شمردن حق خدا و ترس، چون چنین شود همه به رشته خدا بچسبید و از هم جدا نشوید، و بر شما باد به صبر و نماز و تقیّه.

2. ثبات و دوری از رنگ به رنگ شدن: و بدانید که خداوند دشمن میدارد بندگان متلوّن و همه رنگ خود را، پس از حق و ولایت اهل حق دور نشوید چون هر کس دیگری را جای ما برگزیند نابود است و هر که پیرو آثار ما شود به ما پیوندد، و هر که از غیر راه ما رود غرق شود همانا برای دوستان ما فوج‌هایی از رحمت خداست و برای دشمنان ما فوج‌هایی از عذاب خدا، راه ما میانه است، و رشد و صلاح در برنامه ماست، بهشتیان به خانه‌های شیعیان ما چنان نگاه می‌کنند که ستاره درخشان را در آسمان می‌بینند.

3. پرهیز از دنیاگرایی: هر کس از ما پیروی کند گمراه نشود، و هر که منکر ما شود هدایت نگردد، و نجات نیابد آنکه بر زبان ما کمک دهد دشمن ما را و یاری نشود آنکه ما را وابگذارد. پس به طمعِ دنیای پوچ و بی‌ارزشی که سرانجام از شما دور شود و شما نیز از آن زوال یابید از ما روی نگردانید، زیرا هر کس دنیا را بر ما ترجیح دهد افسوس فراوان دارد. خداوند متعال [از زبان این فرد] می‌فرماید: «ای وای بر من که جانب امر خدا را فرو گذاشتم و در حقّ خود ظلم و تفریط کردم».36

4. شناخت حقّ امامان معصوم(ع): چراغ راه مؤمن شناخت حق ماست، و بدترین کوری نابینایی فضیلت ماست که با ما بی‌جهت و بدون گناه به دشمنی برخاسته فقط به جرم اینکه ما او را به سوی حق و دوستی خواندیم و دیگران او را به سوی فتنه دعوت کردند، آنها را بر ما ترجیح‌ داد. ما را پرچمی است که هر که در سایة آن درآید، او را جا دهد و هر که بسوی او پیش تازد پیروز است و هر که از آن واماند نابود، و هر که بدان چنگ زند نجات یابد، شمایید آبادگران زمین که (خداوند) شما را در آن جای داد تا ببیند چه می‌کنید، پس مراقب خدا باشید در آنچه از شما دیده می‌شود، بر شما باد به راه روشن بزرگ‌تر، در آن بروید که دیگری جای شما را نگیرد. سپس حضرت این آیة قرآن را تلاوت فرمود: «به سوی آمرزش پروردگارتان بشتابید و به راه بهشتی که عرضش به قدر پهنای آسمان و زمین است و آن برای اهل ایمان به خدا و پیامبرانش مهیا گردیده».37

5. پیشه کردن تقوی: پس بدانید شما به بهشت نمی‌رسید مگر به تقوی، و هر که رها سازد پیروی از آنکه خدا فرمان اطاعت او را داده، برانگیخته شود برای او شیطانی که قرین و مونس او گردد.

6. عدم سازش با ستمکاران: شما را چه باشد که به دنیا تکیه کردید، و به ستم خشنودید، و فرو گذاشتید آنچه را که عزت و سعادت شما و نیروی علیه ستمگران در آنست، نه از خدایتان شرم دارید، و نه به حال خود فکر می‌کنید. شما در هر روز ظلم می‌شوید ولی از خواب بیدار نمی‌گردید، و سستی شما پایان نپذیرد، آیا نمی‌بینید دین شما کهنه می‌شود و شما سرگرم دنیایید، خدای بزرگ می‌فرماید: «و شما مؤمنان هرگز نباید با ظالمان همدست و دوست باشید و گر نه آتش کیفر آنان در شما هم خواهد گرفت و در آن حال جز خدا هیچ دوستی نخواهید یافت و هرگز کسی، یاری‌ شما نخواهد کرد».38و39

روایاتی که مخاطبش افراد متوسطی است که در فتنه‌ها احتمال لغزششان بیش از نجات به نظر می‌آید از این قرارند:

7. ذکر و یادآوری همیشگی: دانشمند آن‌کس است که ارزش خویش را بشناسد، در نادانی مرد همین بس که قدر خود را نشناسد و دشمن‌ترین بندگان نزد خدا همانا بنده‌ای است که خدا او را به خودش واگذارد، سرگردان و حیران از راه راست باشد و هدفش را نداند چیست و بدون راهنما راه را بپیماید. اگر به سوی کسب مال دنیا دعوت شود اجابت می‌کند اگر به سوی آخرت دعوت شود کاهلی می‌کند گویا عملی را که برای دنیا انجام می‌دهد بر او واجب است و آنچه برای آخرت انجام می‌دهد از او ساقط. اینها در زمانی است که در آن زمان کسی سالم نمی‌ماند جز مؤمنی که دائم الذکر است و کم اذیت، که اگر حاضر باشد کسی او را نشناسد و اگر غایب باشد جستجویش نکنند.

8. عدم اشاعة گناه: اینان چراغ‌های هدایت و مشعل‌های فروزان برای شبروان هستند و برای سخن چینی و فساد در گردش نیستند، نادان و سفیه نباشند که گناهان را انتشار دهند و اشاعه فاحشه کنند. خداوند درهای رحمتش را بروی اینان می‌گشاید و از ایشان عذاب سختش را برطرف می‌کند. ای مردم همانا روزگاری می‌آید که مردم فقط به اسم اسلام بی‌نیاز باشند و از اسلام خبری نباشد آن چنان که ظرف تنها به آنچه که در آن ریخته می‌شود بی‌نیاز باشد.40

به امید آنکه خداوند همة ما را از شرّ فتنه‌های آخرالزمان برهاند و از تمام ابتلائات این دوره سربلند بیرون آورد.


 

 

پی نوشت :

1. شیخ مفید، الإرشاد، ج‌1، ص35.

2. نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، خطبة 59.

3. علامه حلی‌، الفین، ترجمه وجدانی، ص 953.

4. علامه حلی‌، کشف الیقین فی فضائل أمیر المؤمنین(ع)، ص 84.

5. تهذیب اللغة، ج 14، ص 296؛ مقاییس اللغة، ج 4، ص 472.

6. النهایة، ج3، ص410.

7. سورة عنکبوت (29)، آیة 2.

8. سورة مائده (5)، آیة 49.

9. سورة بقره(2)، آیة 193.

10. سورة حدید (57)، آیة 14.

11. سورة انفال (8)، آیة 73.

12. سورة مائده (5)، آیة 41.

13. سورة نسا (4)، آیة 101.

14. سورة توبه (9)، آیة 47.

15. السنن الوارده، ص35.

16. فتن ابن حماد، ص28.

17. همان، ص39.

18. روضه کافی، ص58.

19. السنن الوارده، ص37.

20. تفسیر عیاشی، ج1، ص3.

21. سورة اعراف (7)، آیة 181.

22. تفسیر عیاشی، ج2، ص43.

23. بحارالانوار، ج24، ص146.

24. الامالی، ص212.

25. الصراط المستقیم، ج2، ص153.

26. نهج السعاده، ج3، ص427 و ص430.

27. فتن ابن حماد، ص34.

28. امالی طوسی، ج2، ص132؛ وسائل الشیعه.

29. فتن ابن حماد، ص123.

30. کنزالعمال، ج11، ص189.

31. کمال الدین، ص288.

32. الکافی، ج1، ص396.

33. المحاسن، ص262؛ بحارالانوار، ج52، ص131.

34. ر. ک: الدرالمنثور، ج2، ص227.

35. ر. ک: کمال الدین، ج2، ص654.

36. سورة زمر (39)، آیة 56.

37. سورة حدید (57)، آیة 21.

38. سورة هود (11)، آیة 113.

39. نهج السعاده، ج3، ص421.

40. إرشاد القلوب إلی الصواب، ج‌1، ص 35.

منبع: ماهنامه موعود شماره 90

 

اللهم عجل لولیک الفرج

دسته ها :
شنبه سیزدهم 4 1388

از سایت خبری تحلیلی سلام شیعه

شهادت امام حسن عسکری(ع)،آغازامامت حضرت مهدی(عج)

چاپ ایمیل
 
 امام حسن عسکری (ع) در طول امامت زمینه را برای حضور و معرفی امام بعد خود مهیا ساخته بودند و بدین ترتیب مردم از حضور امام مهدی (عج) آگاهی داشتند.



شهادت امام حسن عسکری(ع)،آغازامامت حضرت مهدی(عج)


حضرت ابو محمد حسن بن علی(ع) یازدهمین امام شیعیان در ربیع الاول 231 یا 232 هجری قمری دیده به جهان گشود. پدر ایشان امام هادی (ع) و مادر ارجمندشان سوسن یا حدیثه نام داشت.

 

مشهورترین القاب حضرت "نقی" و "زکی" و کنیه ایشان "ابومحمد" است.

از آن جا که پیشوای یازدهم به دستور خلیفه عباسی در سامرا و در محله عسکر سکونت اجباری داشتند "عسکری" نامیده می شدند.

 

مدت امامت ایشان 6 سال و عمر شریفشان 28 سال بود.

معتمد عباسی که همواره از محبوبیت و نفوذ معنوی امام در جامعه نگران بود و می دید توجه مردم به امام روز به روز بیشتر می شود و زندان و اختناق تاثیر معکوس دارد، سرانجام به همان شیوه مزورانه دیرینه متوسل شد و امام را پنهانی مسموم ساخت.

 

در میان دانشمندان شیعه مشهور است که حضرت مهدی(عج) به طور خصوصی بر جنازه ایشان نماز گزارد و ایشان را در خانه خود در کنار مرقد پدرش به خاک سپرد.

 

در همین روز پس از شهادت امام حسن عسکری (ع) حضرت مهدی (عج) عهده دار امامت شیعیان جهان شدند.

آن حضرت 5 ساله بودند که پدر بزرگوارشان به درجه شهادت نایل آمدند. امام حسن عسکری (ع) در طول امامت زمینه را برای حضور و معرفی امام بعد خود مهیا ساخته بودند و بدین ترتیب مردم از حضور امام مهدی (عج) آگاهی داشتند.

 

حضرت مهدی (عج) پس از شهادت پدر عهده دار امامت در سال 260 هجری شدند و به دلیل برخی مصالح روزگار و از جمله تلاش های پیگیر معتمد، خلیفه عباسی و معتضد برای دستگیری آن حضرت ایشان مدت کوتاهی بین سال های 260 هجری تا سال 329 هجری از میان مردم غایب شدند که این خود مقدمه برای غیبت کبری شد.

 

در دوران غیبت با برخی از یاران نزدیک خود به طور مستقیم در تماس بودند و از اوضاع و احوال شیعیان آگاهی می یافتند.

پس از اتمام غیبت صغری، غیبت کبری شروع شد.

 

آن حضرت در زمان و شرایط مساعد به اذن باری تعالی ظهور خواهند کرد و زمین را از عدل و داد پر خواهند نمود.

از اهداف آن حضرت که در قرآن کریم بر آن تاکید شده، تشکیل حکومت واحد جهانی الهی و برقرار عدل و داد در جهان است...

اللهم عجل لولیک الفرج

دسته ها :
جمعه دوازدهم 4 1388
X